« انْ انْتُمْ الَّا فى ضَلالٍ مُّبينْ » حرف كيست ؟
يكى از حضّار : قولى است كه ملائكه آن را خواندهاند .
جواب : خير ! به اين نكته توجّه كنيد :
كفّار مىخواستند مؤمنان را مسخره كنند . از كفّار خواسته شد كه از ثروتى كه خدا به آنها داده است ، به افراد مؤمن بدهند . آنها گفتند : « مگر شما معتقد به خدا نيستيد ؟ مگر مؤمن نيستيد ؟ ما كه ايمان نداريم ، خدا اين ثروت و زندگى را در اختيار ما قرار داده ؛ چرا به شماى مؤمن نمىدهد ؟ اگر شما آدمهاى باارزشى بوديد ، خود خدا به شما مىداد ؛ ثروت را در اختيارتان قرار مىداد ؛ چرا نداده ؟ »
اين ، مسخره كردن و استهزاست .
در پاسخ به اين سنگاندازىِ كفّار ، مؤمنين - / يا خدا از طرف مؤمنين - / به آنها مىگويند : شما مشيّت خدا را درك نكردهايد . خيال كردهايد هر كسى ثروتى دارد ، مورد لطف پروردگار عالم است ؛ نه ! « انْ انْتُمْ الَّا فى ضَلالٍ مُّبينْ » .
« شما مردمى كه اين حرفها را مىزنيد و مىگوييد : خدا به شما لطف و تفضّل كرده است و آن را از مؤمنينِ تنگدست ، دريغ داشته ، خدا را نشناختهايد . گهگاه خداوند مقام انسان را با فقر و تهيدستى و بيچارگى بالا مىبرد . اين مطلب از آيات قرآن به خوبى به دست مىآيد :
« وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ » . « 1 »
مابه سوى امتهايى كه پيش از تو بودند ، ( پيامبرانى ) فرستاديم ، ( وهنگامى كه بااين پيامبران به مخالفت برخاستند ) آنها را با شدت و رنج مواجه ساختيم ، شايد ( بيدار شوند و در برابر حق ، )
هامش
( 1 ) - / انعام ، 42 .