تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
بياييد اعراض نكنيم و نصيحت و موعظه را از هر كس باشد بپذيريم . همينجا عرض كنم كه اگر در خيابان كودكى جلوى مرا بگيرد و نصيحتم كند ، بايد تشويقش كنم و بگويم : از نصيحت شما استفاده كردم . بايد تلاش كنيم سنگدل نشويم و قلب‌هاى ما « غُلف » نشود . تعبير « غُلف » در قرآن آمده است ؛ آنجا كه مىفرمايد : « وَ قالوُا قُلُوُبُنا غُلْفٌ » . « 1 » وگفتند دلهاى ما در پوشش است . غُلْف شايد به معناى اغْلف باشد ؛ يعنى چيزى كه پوشيده شده باشد و در غلاف و كاملًا سربسته باشد . در جايى ديگر ، تعبير به « قفل » شده است . « 2 » همچنين تعبير به « طَبْع » ، « خَتْم » و « رَيْن » شده است . « 3 »

تزيين اعراض با لُعاب و نقاب توجيه

سپس در آيه ى 47 مىخوانيم : « وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ »
هامش
( 1 ) - / بقره ، 88 . ( 2 ) - / براى مثال : أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ؛ آيا آن‌ها در قرآن تدبّر نمىكنند ؛ يا بردل‌هايشان قفل نهاده شده است ؟ محمّد ، 24 . ( 3 ) - / « وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَايَعْلَمُونَ » ؛ و خداوند بر دل‌هايشان مهر نهاده ، به همين جهت چيزى نمىدانند ! توبه ، 93 . نيز : « أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ » ؛ آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده است ؟ خداوند او را با آگاهى ( از اين‌كه شايسته‌ى هدايت نيست ) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر نهاده است . جاثيه ، 23 . و همچنين : « كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ » ؛ چنين نيست ! بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دل‌هايشان نشسته است . مُطفّفين ، 14 .