خداوند مىفرمايد :
« أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنْ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ » . « 1 »
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد ؟ و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد ؛ سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند .
روند عادىسازى و قساوت قلب
گاهى اين حالت در انسان پيدا مىشود و اهل كتاب و اهل قرآن و اهل خواندن و باسوادها اين حالت را كمكم پيدا مىكنند كه اين كتاب ، اين قرآن و اين خواندن برايشان عادى مىشود . مىگوييم : اين قرآن ، همان قرآن خودمان است ديگر ! اين امام حسين ، همان امام حسين خودمان است و اين مصيبتها ، همانهايى است كه خودمان بارها خواندهايم و شنيدهايم . اين « روند عادىسازى » باعث قساوت قلب مىشود .
چرا نبايد يك منبرى گريه كند ؟ مگر گريه كردن فقط براى ديگران است ؟
چه دليلى دارد ؟ آيا اين مصيبت ، حقيقت دارد يا دروغ است ؟ اگر دروغ است ، چرا مىخوانيم ؟ و اگر حقيقت دارد چرا متأثّر نمىشويم ؟ / بچرا بايد به قلبها رسيدگى نكنيم و دچار قساوت شود ؟ / خوب است از هر فرصتى استفاده كنيم و در ايّام هفته و يا روزهاى سال - به هر مناسبتى - بهره گيريم و به خود آييم .
هامش
( 1 ) - / حديد ، 16 .