منزّه شمار نام پروردگار بلند مرتبهات را ! همان كه آفريد و منظّم كرد .
عدّهاى - مثل امروزىها - مىگفتند : « ما خدا را قبول نداريم ؛ چون او را نمىبينيم » خداوند اوّل مىگويد : « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى » ؛ يعنى خدا را تنزيه كن ؛ خدا را با اين چشم - كه مخلوقات را با آن مىبينى - نمىشود ديد ؛ پس چگونه مىشود ديد ؟ « الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى » : با تفكّر عقلى .
در اينجا هم خداوند مىخواهد با تسبيح و منزّهدانستن خود از صفات مخلوق ، به صفات جلال خود اشاره كند .
چون ديده نمىشود ، قبول دارم خداست . اگر ديده مىشد ، مثل من بود .
بايد نور به بدن من بتابد ، به قرنيّهى چشم شما وارد شود ؛ تا من ديده شوم .
اگر خدا ديده مىشد ، نور مىخواست . از اينكه خدا به نور و مكان و . . .
احتياج ندارد ، مىفهميم خداست . از اين كه صفات مخلوق را ندارد ، مىفهميم خالق است .
اكنون هم مىگوييم : « از اينكه زوجيّت ندارد و لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يولَدْ « 1 » است ، مىفهميم كه خالق است .
حضرت على عليه السلام در يكى از خطبههاى نهج البلاغه اشاره كردهاند : از اينكه خداوند حواس را براى مخلوق قرار داده ، مىفهميم كه خود براى درك حقايق ، نياز به حواس ندارد . حواس ، مخلوق اوست و او آن را خلق كرد و به ما داد و او مخلوق نيست و صفات مخلوق را ندارد ؛ پس فاقد حواس به معنى مُصطلح است .
ساخت تخم مرغ و گندم مصنوعى !
هامش
( 1 ) - / اخلاص ، 3 : ( هرگز نزاد و زاده نشد . )