باشد ؛ مسألهاى كه به اين سادگى قابل فهم بشر نيست و لازم است گذشت زمان و كوششهاى بسيار دانشمندان ، راز آن را بگشايد . اين مسأله مهم ، مسألهى زوجيّت است . بنابر اين زوجيّت در اينجا ، به معناى قرين هم بودن و در كنار هم بودن نيست ؛ مثل اين كه دو لنگه كفش ، با هم قرين هستند ؛ يا دو درخت در كنار هم باشند ؛ يا مثبت و منفى كه در اشياء هست يا - همانطور كه در علم فلسفه اثبات كردهاند - هر موجود ، مادّه و صورت يا وجود و ماهيّت دارد و يا اصناف و ازواجى كه بين مردم هست ؛ مثلًا كسى كه عطّار است و ديگرى بزّاز ، يا همان ازواجى كه قرآن فرموده : « وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيكَ الى ما مَتَّعْنا بِهِ ازْواجاً مِنْهُمْ » « 1 » اينها مهم نيست .
آيا گياهان هم نر و ماده دارند ؟
عبارت « مِمَّا تُنْبِتُ الْارْضُ » كه با كلمهى « مِنْ » بيان شده - و مىخواهد يك مصداق براى زوجيّت ذكر كند - مىخواهد بگويد : « در گياهان هم زوجيّت وجود دارد » . شايد در زمان نزول قرآن كسى نمىدانست كه در گياهان هم بحث نر و مادّه وجود دارد . درخت خرما نر و ماده دارد و گياه نر گَردهافشانى مىكند . باد اين گَردهها را بلند مىكند و به درخت خرماى ماده مىرساند و لقاح صورت مىگيرد ؛ گياه مادّه بارور مىشود و درخت خرما تكثير مىگردد .
در ابتدا گمان مىرفت كه زوجيّت و بحث نر و مادّه فقط در حيوانات معنا دارد ؛ ولى قرآن مىخواهد بگويد :
« تمام نباتات ، انسانها ، حيوانها و چيزهاى ديگرى كه شما اطّلاع نداريد ، در عمق درياها و . . . اينها همه نر و مادّه دارند . و خداوند هم مىخواهد بفرمايد : « من قدرت دارم و عاجز و ناتوان نيستم كه اين زوجيّت را قرار دهم . »
هامش
( 1 ) - / حجر ، 88 .