دهد .
آيت الله مدرّسى : بله ، مطالبى كه حاج آقاى رحمانى لطف كردند و بيان فرمودند درست است ؛ وهمانطور كه فرمودند : كلمهى زوج در اين آيه ، خيلى واضح است كه اشاره به يك مطلب دقيق علمى مىكند و آن اين است كه امروز فهميدهاند كه هيچ چيزى در دنيا نيست ، مگر اينكه زوج است و نر و مادّه دارد . آيهى بعد هم در ارتباط با خورشيد است كه خورشيد به سوى هدفى در حال حركت است كه اين حقيقت علمى در آن زمان ناشناخته بود :
« وَ الشَّمْسُ تَجْرى لِمُسْتَقَرٍّ لَّها » .
و خورشيد ( نيز براى آنها آيتى است ) كه پيوسته به سوى قرارگاهش در حركت است .
اساساً از ويژگىهاى سورهى ياسين اين است كه از اين ظرافتها و نكتههاى لطيف ، بسيار دارد .
حاج آقا فرمودند : « در روايات بسيارى آمده است : هر نقصى كه در مخلوق ديديم ، بايد ما را به كمال راهنمايى كند . » چون وقتى چيزى نقص داشت و به چيز ديگر احتياج داشت ، جاى اين سؤال هست :
چه كسى اين دو را اين چنين خلق كرد كه به هم احتياج دارند ؟ اگر خودش مىخواست خودش را خلق كند ، محتاجْ خلق نمىكرد ، غنىْ خلق مىكرد .
احتياج ، دليل مخلوقيّت است .
ما وقتى به مخلوقات نگاه مىكنيم ، همه حاجت ، نياز و محدوديّت دارند .
وقتى شخصى مىميرد ، مىگوييم : سُبْحانَ الَّذى لا يَمُوتْ « 1 » . فوت شخص ما را به سمت خداشناسى مىبرد . به خود مىگوييم : يك نفر مُرد ! معلوم مىشود :
هامش
( 1 ) - / منزّه است كسى كه نمىميرد - / در صحيفه آمده است : سبحان الحى الذى لايموت . صحيفهسجاديه ( ابطحى ) ص 161 .