در اين آيه كلمهى « سبحان » براى تنزيه خداوند آمده است و اين تنزيه براى اين نيست كه خداوند را از زوج داشتن منزّه بداند ؛ بلكه براى اشاره به اهميّت مسألهى زوجيت است ؛ يعنى به قدرى اين مسأله اهميّت دارد كه ممكن است كسى خيال كند از عهدهى خدا انجام چنين كارى بر نمىآيد و خداوند با كلمهى « سبحان » عجز و ناتوانى را از خود نفى كرده است .
از اين جا ، اين نتيجه به دست مىآيد كه زوجيّتى كه در اينجا ذكر شده ، به معناى قرين بودن و در كنار هم بودن دو چيز نيست ؛ بلكه اشاره به امر فراترى دارد ؛ چيزى كه به تدريج در پيشرفت علوم فهميده مىشود و اكنون دانشمندان كشف كردهاند كه نه تنها در حيوانات بلكه در بسيارى از موجودات - چه گياهان و چه ساير اشيا زوجيّت وجود دارد .
« سبحان » ، در اينجا به معناى تنزيه ذات اقدس احديّت است . يعنى خداوند متعال منزّه است از اينكه مثل همهى اشيا ، زوج باشد ؛ بلكه او خالق زوج است .
خداوند ، فاقد حواس ، به معنى مصطلح آن است !
يكى از حضّار : گمان مىكنم جناب استاد رحمانى به آنچه حضرت آيت الله مدرّسى فرمودهاند ، توجّه كامل نكردند . ايشان فرمودند : « ما از هر صفت مخلوقى ، به منزّهبودن خالق از آن صفت پى مىبريم . »
يكى از موارد كاربرد كلمهى « سبحان » آن است كه جناب استاد رحمانى فرمودند ؛ جايى كه سخن در بارهى عظمت خداست ؛ امّا بيشتر موارد « سبحان » ، در صفات جلال به كار مىرود ؛ يعنى تنزيه خدا از نقص .
به موردى از تسبيح خداوند در قرآن توجّه كنيد :
« سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى » « 1 »
هامش
( 1 ) - / اعلى ، 1 - / 2 .