چگونه به معرفت دست يابيم ؟
با جمعى از دانشجويان در دانشگاه تهران بوديم . مكرّر به ما مراجعه مىكردند و مىگفتند :
« چه كنيم كه خودمان را بسازيم ؟ و چه كنيم كه خدا را بهتر بشناسيم ؟ »
به آنها گفتم :
« آقايان اين طرف و آن طرف نرويد ! شيطان دائماً انسان را وسوسه مىكند .
مثلًا مىگويد : گوشهنشينى اختيار كن ! ذكرى بگو ! فلان كار را بكن و . . . اگر ما همين را كه در قرآن ، دعاها و رسالهى مرجع تقليد است ، خوب عمل بكنيم ، به شناخت و معرفت مىرسيم . اگر بخواهيم راههاى كج و معوَج را برويم ، خطرناك است و ممكن است در راه ، پرتگاهى باشد و پايمان بلغزد و سر از جاى ديگرى درآوريم . از همين جا كه خدا فرموده شروع كنيم ؛ خيلى هم تكلّف و تاسّف نداشته باشيم و با رفق و مدارا پيش برويم . »
مىگويند : « كسى چند سال خود را از پا ، در چاه آويزان كرده بود و مىخواسته مثلًا به معرفت و خداشناسى دست يابد . » خدا در چاه نيست ! بهتر است از راهى كه خودش مشخّص كرده است ، شروع كنيم .
راه معرفت ، تنزيه است
« سُبْحانَ الَّذى خَلَقَ الْازواجَ كُلَّها » .
منزّه است كسى كه تمام زوجها را آفريد .
خداوند با بيانى كه در اين آيه مورد استفاده قرار داده است ، به ما آموخته تا از عبارت « سبحاناللَّه » براى تنزيه حضرت حق سود ببريم . در موارد مختلفى در قرآن از اين نوع تسبيح و تنزيه استفاده شده است . براى مثال در مواردى كه انسان - / متأثّر از وسوسهى شيطان - / در صدد است تا خدا را به يكى از مخلوقاتش تشبيه كند ، به عبارت « سبحانَ » برمىخوريم .