كنيم . ولى چند روز كه مىگذرد ، / بباز با دنيا دوست مىشويم و با فناى آن كنار مىآييم ! / »
طبيعت بشر ، همين است . اين آيهها را فقط منكرين معاد نبايد بخوانند ؛ براى بنده هم هست . بايد پردهى غفلت را بدريم تا حالت هشيارى و بيدارى به ما دست دهد . / باگر نمىتوانيم در بيدارى مستمر باشيم ، حداقل در غفلتِ مستدام هم فرو نرويم و دست كم يكدرميان غافل باشيم و بيدار ! /
اگر به چشم بصيرت بنگريم ، از راه مشاهدهى مرگ و زندگى گياهان در دنيا ، حيات بعد از مرگ را خواهيم ديد و شايد كمى پردهى غفلت از جلوى چشم بصيرت ما برداشته شود .
خداوند مىفرمايد :
« وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَ أَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ « 33 » وَ جَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَ أَعْنَابٍ وَ فَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ » ؛ « لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَ مَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ »
اين زمين مرده و بىآب و علف را كه تا چشم كار مىكند ، خاك است و شن ، زنده كردهايم .
بطون تودرتوى قرآن
برخى از مفسّرين بر اين باورند كه هدف از بيان نعمتهاى الهى در آيات مزبور به لحاظ اينكه در انتهايش جملهى « أَفَلَا يَشْكُرُونَ » ؟ آمده است ، برانگيختن وجدان شكر در انسان است .
بايد دانست : اين تفسيرها هيچ كدام ديگرى را رد نمىكند . آيه ضمن اينكه وجدان ما را براى شكر برمىانگيزد ، آيتى بر قدرت و حكمت خداوند - سبحانه و تعالى - است . نه تنها در اينجا بلكه در موارد ديگر در قرآن نيز همين گونه است . اساساً لازم نيست يك تفسير از تفاسير قرآن با تفسير ديگر