تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
اين سؤال براى پيغمبران مطرح بوده است : « قال : انّى يُحيى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها ؟ » « 1 » او ( با خود ] گفت : چگونه خدا اهل اين ويرانه‌ها را پس از مرگ زنده خواهد كرد ؟ حضرت ابراهيم هم گفت : « رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى » « 2 » خدايا به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ علّت اين مشكل دو چيز بوده است : 1 - بشر جاهل است . يا به كلّى نسبت به خدا جهل دارد و يا ممكن است با خدا آشنا هم باشد ولى از اسماى الهى بىخبر باشد . 2 - بشر غافل است . غفلت ، طبعِ مگس را دارد ؛ هر چه آن را از خود دور كنى ، دوباره باز مىگردد . جهل تا به يقين تبديل شود ، كار مىخواهد . در روايت آمده است : وَ الْيَقينُ خَطَراتٌ . « 3 » يقين موج آبى است ؛ شعاعى است كه از جانب خدا مىآيد و به روح انسان خطور مىكند . بسيار اتّفاق مىافتد كه انسان در حالت غفلت است . مؤمن است و يقين هم دارد ؛ ولى غفلت او را فرا مىگيرد . امروز يقين دارد و فردا به گونه‌ى ديگرى است و پس فردا به گونه‌اى ديگر ! هر روز حالش دگرگون مىشود . خيلى از آقايان اين مطلب را به بنده فرموده‌اند : « ما چه كنيم ؟ گاهى مجلس ختمى ، تشيع جنازه‌اى ، رفتن به قبرستانى ، خبر زلزله‌اى و مواردى از اين دست ، باعث مىشود در آن لحظه حالى پيدا كنيم ؛ / ب‌معادانديش و مآل‌انديش / شويم و دست و پايمان را براى رفتن جمع
هامش
( 1 ) - / بقره ، 259 . ( 2 ) - / بقره ، 260 . ( 3 ) - / المحاسن ، ج 1 ص 249 ، احمدبن محمد بن خالد البرقى ، بحار ، ج 67 ص 178 . عن عبدالله بن سنان قال : سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول : الايمان فى القلب و اليقين خطرات .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 156 | السيد محمد تقي المدرسي