من از عبارت « من دونِه » اين مطلب را در مىيابم كه اگر نخواهيم از راه صحيح به خدا برسيم و اولويّتمان خدا باشد ، اگر راه اشتباه باشد ، عبادتِ طاغوت و كفر و شرك است .
« آلِهه » را براى خود برگزيدن حرام است ؛ چه ( منْ دون اللَّه ) باشد و چه « مِن غيرِ دون اللَّه » ! بنابر اين قيد « من دونه » براى اين است كه تأكيد شود كه بايد از راه صحيح و آنگونه كه خود خدا فرموده ، به خدا رسيد .
تشيّع يعنى خداپرستى
تمام سخن انبيا در همين كلمهى « پيروى از خدا » خلاصه مىشود . و اگر در تاريخ ، تشيّعى باشد ، ريشه در همين كلمه دارد . در تشيّع ، بحث در زيد و عمرو نبوده ، بلكه بحث اساسى تشيّع ، خداپرستى بوده است . وجه علاقه و تعلّق خاطر ما به مولى علىابن ابيطالب عليه السلام براى اين است كه خداوند او را به ولايت برگزيده است و اگر ديگرى را انتخاب كرده بود ، او را قبول مىكرديم .
مهمّ ، خداپرستى است . حقيقت و روح تشيّع اين است .
عبارت « مِنْ دونه » به تنهايى يا همراه با كلمهى « اولياء » بيش از ده بار در قرآن به كار رفته است .
« مِنْ دونه » در قرآن يعنى : ( بدون اجازهى خدا ) . با اين وصف اين آيه از سورهى ( يس ) كه مىگويد : ءَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً . به اين معناست كه : آيا بدون اجازهى خداوند ، خدايگانى را بپرستيم ؟
/ بجالب توجّه اينجاست كه فرعون كه ادعاى خداوندى كرده بود ، حتّى به اين بخش از اختيار خداوندى هم ( كه بىاذن او نمىتوان آلههاى را پرستيد ) ناخنك زد و به ساحرانِ ايمانآورده به موسى عليه السلام گفت :
« آمَنتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ » ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) - / اعراف ، 123 .