مسكينان اختصاص داده بود ، كه اين كار به خودى خود خشم تودهها را برمىانگيخت و زمينهء تحوّل را در ملّت مصر آماده مىكرد .
«
وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ
- و بدين سان كردار زشت فرعون در نظرش آراسته شد . » به سبب تراكم عادتها و رفتارهاى بد بر دل متكبّر و جبّار او ، باطل را حق و بر عكس حق را باطل مىديد و بدين درجهء پايين اعتقاد سقوط كرده بود تا آنجا كه مىپنداشت با نيروى محدود خود مىتواند با ارادهء خدا رقابت و مبارزه كند . آيا نمىديد كه خدا چگونه كوهها را استوار ساخته و اگر كسى بر فراز آنها رود آسمان را جز به همان سان كه از روى زمين مىنگرد ، نمىبيند ؟ ! و آيا نمىدانست كه تنها يك تند باد كافى است كه مظاهر نيرومندى او را در يك لحظه ريشه كن كند ؟ ! و در حديث آمده است : كه هامان كوشك را بالا برد چندان كه تند بادها او را از ادامهء كار بازداشت و بيدرنگ تند بادى هولناك در رسيد / 73 و او را نيز از ميان برد . « 27 » و از جملهء آثار نفسانى كه عناد و اصرار بر رفتار بد بر جاى مىگذارد ، بازماندن از راه خداست ، «
وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ
- و او از راه بازماند . » و راه همان رهبرى رسالتى بود كه در رسالت الهى مجسّم شده و بشر را به سوى پروردگار مهربان خود راهنمايى مىكند . آيا متكبّر به حق سر مىسپارد و گردن مىنهد ، و يا جبّار به عدل راضى مىشود ؟ ! هرگز . . . پس در اين صورت در زندگى از باطل پيروى مىكند ، و وقتى راه رسيدن به خداوند ( رهبرى رسالتى ) را رد مىكند به جنگ با آن مىپردازد و حيله و ترفند به كار مىبرد .
ولى سنّت و ارادهء خدا فوق كوششها و دست و پا زدنهاى شكست خوردهء فرعون براى خاموش ساختن نور ذات عزّ و جلّ اوست .
«
وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ
- و چاره جويى او جز زيان هيچ نبود . »
هامش
( 27 ) - نقل از موسوعة بحار الانوار ، ج 13 ، ص 125 .