تحريف مىكنند و بدون تفويض و رخصتى از جانب خدا در آن آيات دخل و تصرّف مىكنند ، و در واقع بدون دليل و اجازهاى از خداوند خود را در مواضع حكمرانى و داورى قرار مىدهند .
/ 70 «
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا
- كار آنان نزد خدا و مؤمنان سخت ناپسند است . » پس خداوند آنان را ناپسند مىشمارد و در دنيا خوار مىسازد و اعمالشان را گمراهانه مىكند و هرگز نمىگذارد رستگار شوند . امّا كسانى كه ايمان آوردند نيز آنان را ناپسند مىشمارند و فريبشان را نمىخورند و به رهبرى آنان تسليم نمىشوند .
و اين دو سرانجام بد آنان است . امّا سرانجام بد در واقع همان سلب فرصت هدايت و رهيابى تا ابد از آنان است كه با خاموش ساختن شعلهء هدايت از دلهايشان صورت مىگيرد .
«
كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
- خدا بر سراسر هر دل متكبّر جبّارى اين چنين مهر مىنهد . » جبّار كسى است كه براى مقهور كردن ديگران و تسلّط بر آنان مىكوشد ، و اين از ويژگيهاى پادشاهان و حكمرانان ستمگر است . امّا متكبّر كسى است كه به حق گردن نمىنهد و به وضع موجود خود قانع نمىشود ، بلكه خود را بزرگتر از حجم و گنجايى حقيقى خويش مىپندارد ، و هر كه صفت او چنين باشد قلبش فرو بسته مىشود و خداوند با سلب نور خرد و فطرت ( الهى ) بر دل او مهر مىنهد .
تعبير قرآنى در اينجا كه مىگويد : «
كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
» بسيار دقيق است . و با آن كه بعضى از مفسّران گفتهاند اين سخن برابر است با آن كه بگويند :
قلب كلّ متكبّر جبّار دل هر متكبّر جبّارى . ولى به نظر مىرسد كه روند قرآنى مرادش بيان حقيقتى است مهم و آن اين كه : مهر نهادن بر دل بسته به اختلاف صفات منفى نزد انسان مختلف است ، پس خداوند به نسبت پنجاه در صد بر دل زنا كار يا دزد مهر مىنهد ، اما در مورد متكبّر جبّار بر سراسر دل او يعنى صد در صد مهر مىنهد ، و اين براى بيان پيامدهاى بد اين دو صفت ( تكبّر و جبّارى ) كافى