يعنى شكست و زيان از هر سو او را دربر گرفت .
[ 38 ] در اينجا ، بار ديگر مؤمن آل فرعون در صحنهء رويدادها ظاهر مىشود وى كه ايمان خود را پنهان داشته بود در لحظهء مناسب به مبارزهء با طاغوت پرداخته و فضيلت كتمان و فضيلت مبارزه را كه همان بيان كلمهء حق نزد سلطان ستمگر است ، به دست آورد . اگر ما از خلال قرآن حكيم به داستان اين مؤمن بژرفى بنگريم ، معنى حقيقى تقيّه ( پنهانكارى و رازدارى و حفظ خويشتن ) را در اسلام در مىيابيم . و واجب است اين مفهوم را كاملا روشن كنيم زيرا تقيّه در نظر بسيارى از مردم تبديل به توجيه دست شستن و بازماندن از جهاد شده است ، در حالى كه « تقيّه » در مفهوم رسالت همان كار و جهاد مرتّب و مستمرّ دور از انظار گردنكشان تا لحظهء مبارزهء بزرگ در رسد . و آيا / 74 كسى جز آن كس كه با گردنكشان جهاد مىكند نياز به كتمان دارد ؟
برخى كلمهء تقيّه را در شرايط كوفتن جنبش و استقرار بيم و هراس به جاى كار و فعاليّت قرار مىدهند ، ولى حتّى در شرايط مناسب نيز اقدامى نمىكنند ، و مثال آن در ميان ملتهايى كه همكارى با جنبشهاى مكتبى را رد مىكنند و آن را معلول وجود شرايط بيم و هراس و تهديد وانمود مىكنند ، بسيارند ، ولى آنها حتى در هجرت و كشورى ديگر كه در آنجا تهديد و پليسى ( كه مانع آنان شود ) وجود ندارد ، جهاد را رد مىكنند .
تقيّه در حقيقت آن است كه خود و فعاليّت جهادى خود را دور از تسلّط ستمگر در شرايط تهديد و خطر محافظت كنى و نيروى خود را براى روز نبرد نگهدارى كنى .
مؤمن آل فرعون ( حزقيل ) چنين بود . وى ايمان خود را پنهان مىداشت و در سايهء رهنمودهاى رهبرى مكتبى حركت مىكرد و منتظر لحظهء مناسب براى انفجار نبرد با طاغوت بود ، و اكنون زمان آن انفجار رسيده بود ، زيرا فرعون وزيران و ياران و نيروهاى سپاه و ساحران خود را گرد آورده بود كه تصميم به قتل موسى ( ع ) بگيرند ، پس وى در آن ميانه دست از جان شست و به مبارزه با ستم و ستمكاران پرداخت تا
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: احمد آرام
ص٧١