تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
آنجا كه او را از مبادرت به خيرى فورى باز مىدارد ، و سپس او را بكلّى از انجام آن خير نيز مانع مىشود . «
وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
- ولى پندارند كه هدايت يافتگانند . » شيطان بدين‌سان گمراهى را در نظر همنشين خود مىآيد تا آنجا كه او آن را هدايت و رهيابى مىپندارد . تا وقتى كه انسان در راهى خطا كه در پيش گرفته شكّ و ترديدى دارد اميد نجات او مىرود ، ولى وقتى شيطان كار او را در نظرش بيارايد در درون خود / 477 موجبى براى انديشيدن به درستى راه و صحّت روش خود نمىبيند ، و هرگز نجات نمىيابد . ما از اين آيه دو بينش را در مىيابيم : نخست : انسان نخستين گام را در راه گمراهى و همان گونه در راه هدايت با آزادى كامل خود مىنهد ، اگر از ياد خداى رحمان روى گرداند خدا او را به وسيلهء همنشين به گمراه مىكند ، و اگر به ياد خدا باشد خداوند او را بينا مىسازد و از شرّ شيطان پناهش مىدهد . پس مسئوليّت بزرگ انسان همان گزينش هدايت با پناهجويى به خداست ، با رها شدن و دل بر كندن از حالت بزرگ خويشتنى و تكبّر ناشى از فرومايگى و به پرواز درآمدن در فضاى والاى بندگى خدا . دوم : اين كه انسان عقايد و كارهاى خود را درست پندارد ، ما دام كه اين پندار نتيجهء زيبا نماييهاى شيطان باشد ، از آدمى سلب مسئوليّت نمىكند . وى مانند كسى كه خود را از فراز قلّه‌اى به زير مىافكند متحمّل مسئوليّت كار خود است گرچه در ميان غلتيدن و فرو افتادن خود بر تخته سنگها اختيار خود را از دست بدهد . چرا ؟ زيرا او خود همان هنگام كه خويشتن را از فراز قلّه به زير افكنده توانايى را از خود سلب كرده است . همچنين است كسى كه پناهجويى به خدا را رد كند ، از اين رو خدا بر او شيطانى مىگمارد كه گمراهش سازد . وى هم چنان مسئول گمراهى خويش است ، زيرا آغاز اين گمراهى به اختيار او بوده و از او سر زده است .