تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
هنگامى كه خدا كسى را گمراه خواهد دعوت پيامبر يا اندرز خيرخواهان و ناصحان او را سودى ندهد . آيا كر تواند شنيد ، يا نابينا راه تواند يافت ، و آن كس كه به گمراهه‌اى دور افتاده هدايت تواند شد ؟ ! ( قرآن بدين گونه به مسئوليّت انسان در رهيابى يا گمراهى خود اشاره مىكند ) . امّا پيامبر وظيفه‌اى جز رساندن امر ندارد ، پس اگر خدا آن گمراهان را پس از رفتن از اين دنيا يا در زندگيشان عذاب كند ، كار به دست اوست آنها دير يا زود عذاب خواهد كرد . همانا بر پيامبر ( و بر ما پيروان او ) واجب است كه به وحى چنگ در زند ( و تبليغات ناز پروردگان او را متزلزل نكند ) چه او بر راه راست مىرود . براستى قرآن همان يادى است كه بيماريهاى دل را چاره مىكند ، بيماريهايى كه دنيا دوستى آنها را به وجود آورده ، و اين يادآورى نخست براى پيامبر است ، و براى قوم او ، هر كه نزديكتر مقدّمتر ، و زودا كه همه بازخواست شوند . ( و قرآن شرفى است كه بر شرف مال و جاه نزد قريش برترى دارد ، زيرا اين قرآن است كه مؤمن را به دژ توحيد و يكتاپرستى وارد مىكند ، و غل و زنجيرهاى شرك را از او مىگشايد ) ، و توحيد همان رسالت پيامبران است ( كه با سرسپردگى و خضوع نسبت به صاحبان نيرو و ثروت منافات دارد ) .

شرح آيات :

[ 36 ] چگونه با فريبندگى مادّه روياروى شويم ، و از فريفته شدن بدانچه از مظاهر قدرت نزد كافران است ، و از زيب و زيور زندگى درگذريم ؟ همانا انسان از خاك است و هر چيزى به اصل خود مىگرايد ، پس حسّ دنيا دوستى در وجود انسان ژرف است و ريشه‌دار و همان سرآمد هر خطاست ، پس چگونه از آن رهايى يابيم ؟ / 475 با علم به اين كه بدون پاك شدن از آلودگى دنيا دوستى توحيد و