همگان را دارد . « وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ - و آن روز ( پشيمانى و آرزوى جدايى ) شما را سودى ندهد . » يعنى اين كه آرزو مىكنيد كه كاش از يكديگر جدا مىبوديد به شما سودى نمىرساند ، زيرا اين آرزو بعد از آن پيدا شده كه خود به خويشتن ستم كردهايد . « إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ - چون خود به خويشتن ستم كرديد در عذاب شريك باشيد . » ( مفسّران ) گفتهاند : اشتراك در آن عذاب نيز سودى براى شما ندارد ، زيرا عذاب تقسيم نمىشود ( كه در نتيجه به هر يك سهمى كمتر برسد ) بلكه هر يك را سهمى كامل از عذاب است ، / 479 و گفتهاند : كسى از عذاب ديگرى تسلّى نمىيابد ، پس آنجا بليّهاى نيست كه چون عموميّت يابد و همگانى شود تحمّل پذير و عادى گردد ، زيرا عذاب آنجا هرگز بر كسى عادى و در نتيجه خوشايند نخواهد شد ، چون عذابى است بسيار سخت و جاودانه . و براى آن كه همنشينان بد جاودانه با يكديگر در جنگ و جدالند و از اين رو هرگز يكى تسلّى نمىيابد . [ 40 ] هنگامى كه همنشين بد دوست خود را گمراه مىكند ، مثل وى مثل كر و كور است . « أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ - آيا تو مىخواهى به كران سخن بشنوانى ؟ » هرگز . . . زيرا اندام پذيرش صدا نزد او از كار افتاده ، پس چگونه بشنود ؟ ! و شاعر گفته است :
اگر زندهاى را بخوانى صدايت را به او مىشنوانى ولى آن را كه تو بخوانى زندگى نباشد ! « أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ مَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ - و يا نابينايان و آنهايى را