«
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
« 25 » و گفتند : چرا اين قرآن بر مردى از بزرگمردان آن دو قريه نازل نشده است » . خداى تعالى گفت : «
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
« 26 » آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ؟ حال آن كه ما روزى آنها را در اين زندگى دنيا ميانشان تقسيم مىكنيم » ، پس ما را به يكديگر نيازمند كرد ، اين را به دارايى آن نيازمند كرد ، و / 466 آن را به كالا و خدمت اين يك .
پس شكوهمندترين شاهان ، و توانگرترين توانگران را مىبينى كه در كارى از كارها به درويشترين درويشان نيازمند است ، يا اين يك كالايى دارد كه او ندارد ، يا براى خدمتى شايستگى دارد كه براى آن پادشاه ممكن نيست كه جز به وسيلهء اين درويش نيازش رفع شود و يا بابى از دانشها و حكمتهاست كه پادشاه بىنياز نيازمند است ، و آن پادشاه به دانش يا رأى يا شناخت اين درويش ، آن گاه پادشاه را حق آن نيست كه بگويد : آيا به دارايى من دانش اين درويش جمع نمىشود ؟ و درويش را حق آن نيست كه بگويد : آيا به رأى و دانش و دستى كه در فنون حكمت و فلسفه دارم دارايى اين پادشاه افزوده نمىشود ؟ سپس حضرتش ( ص ) گفت : «
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
« 27 » و بعضى را به مرتبت ، بالاتر از بعضى ديگر قرار دادهايم تا بعضى بعضى ديگر را به خدمت گيرند » سپس گفت : اى محمد ! به آنها بگو :
«
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
« 28 » و رحمت پرودرگارت از آنچه آنها گرد مىآورند بهتر است » يعنى از آنچه نعمت پروردگان گرد مىآورند » . « 29 »
هامش
( 25 ) - همين سورهء الزّخرف / 31 و 32 .
( 26 ) - همان مأخذ .
( 27 ) - همين سورهء زخرف / 32 .
( 28 ) - همان .
( 29 ) - الاحتجاج ، ج 1 ، ص 32 .