ترس و پروايى داشته باشد ، و من او را به نبوّت براى اين شناختم ، و از كسانى نيست كه به بازيچه كسى را چنان كه تو دوست مىدارى دوست بدارد ، پس كسى را كه استحقاق پيش افتادن ندارد پيش مىاندازد ، و براستى كه رفتار او به عدل است ، از اين رو براى برترين مراتب دين و جلال آن جز برترين شخص را در فرمانبردارى از خود و كوشاترين كس را در خدمتگزارى خود بر نمىگزيند ، و همچنين در مراتب دين و جلال آن كسى را عقب نمىافكند مگر آن را كه بيش از ديگران در فرمانبردارى از او كند گامتر باشد .
از آنجا كه صفت او چنين است به مال و حالى نمىنگرد ، بلكه اين مال و حال از تفضّل و مرحمت اوست ، و هيچ يك از بندگان را بر او تاوانى بسيار لازم « 24 » نيست . پس به دو نگويند : چون بر بندهاى به مال تفضّل كردى ناگزير به پيامبرى نيز بر او تفضّل كن ، زيرا هيچ كس را ياراى آن نيست كه او را بر خلاف مرادش به كارى وادارد و تفضّلى را بر او الزامى سازد ، زيرا او خود پيش از آن با نعمتهاى خويش تفضّل و مرحمت كرده است .
اى عبد اللَّه ! نمىبينى كه چگونه يكى را توانگر ساخت ولى چهرهء او را نازيبا كرد ، و چگونه ديگرى را زيبا روى كرد امّا او را فقير ساخت ، و چگونه يكى را شريف كرد ولى نيازمند و ديگرى را بىنياز كرد ولى دون مرتبه ، آن گاه اين توانگر را حق آن نيست كه بگويد : آيا به توانگرى من زيبايى فلان را نمىافزايند ؟ و آن زيبا را ياراى آن نيست كه بگويد : آيا به زيبايى من دارايى فلان را نمىافزايند ؟ و شريف را نسزد كه بگويد : آيا به شرف من دارايى فلان را نيفزانيد ؟ و دون مرتبه را حق آن نيست كه بگويد : آيا بر دونى من شرف فلان را نمىافزايند ؟ بلكه حكم تنها از آن خداست ، هر گونه بخواهد تقسيم مىكند ، و او در افعال خود با حكمت و حكمرواست و در اعمال خود ستوده است .
اين گفتهء خداى متعال است :
هامش
( 24 ) - متن : لازب ، كه به معنى بسيار لازم است .