دليل صلاح و درستى آنهاست ، ولى آن بهرهمنديها و نعمتها استدراج ( و آزمونى درجه به درجه در استمرار گناه ) از جانب خداى سبحان بود ، خداى تعالى گويد :
«
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا / 463 أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
« 19 » كافران نپندارند كه در مهلتى كه به آنها مىدهيم خيرى براى آنهاست . به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند ، و براى آنهاست عذابى خوار كننده » ، و خداى عزّ و جلّ گفت : «
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
« 20 » و به آنها مهلت دهم ، كه تدبير من استوار است » .
چه بسا كه معنى اين آيه اين است كه خدا آنها را از زندگى بهرهمند ساخت تا هنگامى كه حق و پيامبر روشنگر به سويشان آمد و به پشتگرمى بر آن نعمتها او را تكذيب كردند ، تا آنجا كه قرآن در آياتى بسيار تكذيب نسبت به پيامبران را به شادخوارى و نازپروردگى نسبت مىدهد . چنان پيشتر در آيهء ( 23 ) گذشت كه ديديم چگونه ناز پروردگاران و شادخواران مردم را به تكذيب پيامبران كشاندند ، و از اين ديدگاه مىتوانيم رابطهء ميان اين آيه و آيات بعدى را كه از ناز پروردگان و شادخواران متنعّم سخن مىگويد دريابيم .
ولى آيا نعمتها دليل صالح بودن دارندگان آنهاست ؟ هرگز ، بلكه آزمون يا استدراج ( كشاندن درجه به درجه به گرداب گناهان و در نتيجه افزون شدن جزا ) است ، از امير المؤمنين ( ع ) آمده است :
1 - « اى آدميزاده ! هر گاه ديدى كه پروردگار سبحان تو نعمتهاى خود را پياپى به تو مىبخشد و تو از او نافرمانى مىكنى ، از او سخت بپرهيز » . « 21 » 2 - « بسا كسى كه با نعمتى كه به دو دهند درجه به درجه به دام افتد ، و با پردهاى كه بر گناه او پوشند فريفته گردد ، و با سخن نيك كه دربارهاش گويند
هامش
( 19 ) - آل عمران / 178 .
( 20 ) - الاعراف / 183 .
( 21 ) - بحار الانوار ، ج 73 ، ص 383 ، ( ر ك نيز به : نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 25 ص 381 ، 116 و 260 مكرّر ، ص 381 و 403 ، 358 ، ص 424 - م . )