وانگهى چگونه آفريدن با به پسرى گرفتن جمع مىآيد ؟ و آن گاه چرا دختران را براى خود برگزيده در حالى كه در فرهنگ جاهليّت دختر نمونهء مطلوبى كه بدان مثل زنند و نسبت دهند نيست ، پس چگونه آن را براى خدا نمونهء مطلوب مىشمارند و منسوب مىكنند ؟ ! [ 17 ] «
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ
- و چون به يكى از آنها مژدهء همان چيزى را دهند كه به خداى رحمان نسبت داده رويش سياه گردد و آكنده از خشم شود . » چهرهاش از خشم تيره مىشود ، و خشم خود را چنان فرو مىخورد كه گويى چيزى نمانده كه از خشم از هم بگسلد .
[ 18 ] «
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ
- آيا آن كه به آرايش پرورش يافته و در هنگام جنگ و جدال آشكار نمىشود ( از آن خداست ) ؟ » پس دختر كه نشو و نماى او در آرايش - و زيب و زيور - است و در نرمى و نازكى زندگى مىكند قادر است كارى را انجام دهد كه فرشتگان انجام مىدهند ؟
هرگز . اگر خدا براى خود دخترانى برمىگزيد / 449 آنها را در باغهاى بهشت مىنهاد تا بخرامند و آنها را به پرداختن به امور زندگى نمىگماشت ، و انگهى به همين سبب زنان قادر به جنگ و جدال همانند مردان نيستند ، زيرا بر حسب عادت از فرط عاطفه هر چه در دلشان مىگذرد بر زبان آشكار مىكنند .
[ 19 ] و براى آن كه آنها براى خدا بخشى را از بندگانش قرار دادند ، و انگاشتند كه او از آفريدگان خود دختران را براى خود برگرفته در حالى كه آنان دختران را ناپسند مىشمردند ، از اين رو مىبينى كه فرشتگان را ماده مىپندارند .
«
وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً
- و فرشتگان را كه بندگان خدايند ماده پنداشتند . » چرا ؟ شايد به سببهاى زير :
نخست : آنها نسبت به فرشتگان همان پندارى را داشتند كه نصرانيان در