/ 446 سياق آيات اين پرسش را مطرح مىكند : چگونه خدا دختران را برمىگزيند در حالى كه آنها در آرايش و زيب و زيور پرورش مىيابند و براى جنگ و جدال شايستگى ندارند ؟
همچنين فرشتگان را ماده انگاشتند در حالى كه آنها پرستندگان خداى رحماناند و پرستندگان در برابر معبود و پرستيدهء خود همه يكساناند ( و بدينسان قرآن اساس برترى ذاتى ميان آفريدگان را كه ضمنا انحرافى است بزرگ كه صاحبان ثروت و جاه بدان آلوده مىشوند ، در هم مىشكند ) و بر آنها زشت و ناروا مىشمرد كه چيزى را مىگويند كه از آن آگاهى ندارند و آنها را بيم مىدهد كه اين سخنشان گواهى شمرده مىشود ، و آن را بر آنها مىنويسند و ثبت مىكنند ، و خود مورد پرسش قرار خواهند گرفت .
( و نيمه خدا انگاشتن فرشتگان يا جز آنها آنان را به ايمان به قدر ( مذهب جبر ) كشاند و ادّعا كردند كه از خود هيچ اختيارى ندارند ) و اگر خدا مىخواست آنها فرشتگان را نمىپرستيدند .
( ولى كشيده شدن آنها به نظريّهء قدرى به دفع شهوتهايشان و تمايل انسان به رهايى از زير بار مسئوليّت منجر شد ) و آنچه مىگويند از روى نادانى است و جز به دروغ سخن نمىگويند .
( و آنها را مىبينى كه پدران خود را بزرگ مىكنند تا آنجا كه بدون هدايتى از آنان پيروى مىكنند ) در حالى كه تقديس پدران جايز نيست مگر بدان اندازه كه از كتاب ( آسمانى ) يا هدايت بهرهاى داشته باشند ، امّا آنها مىگويند كه ما هدايت يافتگانيم زيرا در قانون و روش از راهى پيروى مىكنيم كه ديدهايم پدرانمان بر آن راه مىرفتند .
اين پرستشى است كه در ميان همهء امّتها وجود داشته ، و خداوند به هيچ قريهاى بيم دهندهاى براى بر حذر داشتن آنها از فرو رفتن به گرداب منكرات نفرستاد مگر آن كه شادخواران و متنعّمان آن ( كسانى كه ثروت را مىپرستيدند و از اصلاح مىترسيدند ) گفتند ما پدران خود را بر آيينى يافتهايم ، و خود بر همان آيين مىرويم ،
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: احمد آرام
ص٤٤١