تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
بخشى از خدا در بندگان خدا جدا كردن و بر كنار داشتن انسان از مسئوليّت اعمال خود است . نمىبينى كه چگونه طاغوت - هر طاغوتى كه باشد - از التزام و مراعات قانون به عنوان اين كه خود سايهء خدا در زمين است سرباز مىزند ، و معتقد است كه اصلا خطا نمىكند ؟ و يكى از مدّعيان تصوّف ادّعا مىكند كه نمودى از تجلّى حقيقت محمدى است و خود هرگز منحرف نمىشود ، و برخى از مدّعيان فقه ادّعاى تصويب ( و درست انديشى در فتوى ) مىكنند و مىگويند آنچه آنها بدان حكم مىكنند عينا همان است كه خدا از فراز عرش خود بدان حكم كرده است ، و همين گونه انسان عادى نيز كارهاى خود را چنين توجيه مىكنند كه در پشت آنها ارادهء خدا وجود دارد ( و به خواست خدا صورت مىگيرد ) . سياق مطلب هم چنان سخن را دربارهء افكار شرك آميز ادامه مىدهد تا به ريشه‌هاى آن كه در طرز تفكّر قدرى گرى نمودار است مىرسد ، و مىگويد : «
وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ
- گفتند اگر خداى رحمان مىخواست ما فرشتگان را نمىپرستيديم . » پس به موجب اين پندار و مدّعا خداى سبحان مسئول گمراهى آنهاست ، زيرا بر نجات آنها قادر بوده / 451 امّا نخواسته است چنان كند ، هرگز . . . همانا خدا به آنان فرصت رهيابى داد ، و عوامل هدايت را به فراوانى براى آنها فراهم ساخت ، و حكمت او چنان خواست كه مسئوليت اختيار و به گزينى را بر خود آنها نهد ، پس اگر هدايت شوند به قلهء كمال مىرسند و اگر گمراه شوند به فروترين منزلگاه دوزخ سقوط مىكنند ، زيرا هم اين و هم آن ( رهيابى و گمراهى ) هر دو به ارادهء خود آنها انجام مىگيرد . در آغاز اين درس گفتيم كه هدف تفكّر قدرى جبرى توجيه واقعيّت انسان خلافكار و افكندن مسئوليّت هدايت او به عهدهء خداست . سياق مطلب به بيخردانه بودن مجموعهء پندارها و تصوّرات آنها اشاره كرده است ، آنها مقام آفريدگار را نشناختند و جزئى از بندگانش را از آن او شمردند ، و اگر چيزى از معناى آفريدن و به وجود آوردن از نيستى و احاطهء پروردگار قدرت و
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 446 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي