تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
و هنگامى كه آن بيم دهنده آنها را به سوى كسى كه هدايت بخش‌تر از آثار پدران آنهاست دعوت كرد نسبت به رسالت او كفر ورزيدند ، و از اين رو خدا به سبب دروغ شمردنشان از آنها انتقام گرفت ، و اين انتقام ثابت كرد كه آنها در موضعگيرى خود مسئول‌اند ، خواه بدين حقيقت اعتراف كنند ، يا نكنند ( و بدين سان كفران و ناسپاسى انسان نسبت به مقام خدا كه ريشهء آن نادانى است آشكار شد و معلوم گرديد كه او به آفريدگان خود شبيه نمىشود ) . / 447

شرح آيات :

[ 15 ] قرآن ، حقيقت جدايى ابدى ميان آفريدگار و آفريده را روشن ساخته است تا چيز از صفات آفريدگان را بر آفريدگار نيفزايند و نسبت ندهند و آفريده را به صفتى از صفات آفريدگار موصوف نكنند ، زيرا هيچ چيزى شبيه و مانندهء آفريدگار نيست ، و به ما خاطر نشان مىكند كه تمام معتقدات جاهليّت بيخردانه است كه ميان صفات آفريدگار و آفريده را خلط مىكند و اين امر - چنان كه پيداست - از ديدگاه شرك آميز نسبت به مخلوق و بخشيدن وجود و ارزش ذاتى به او بدون مشيّت خدا سرچشمه مىگيرد . يكى از معتقدات بيخردانهء آنها اين بود كه براى خدا دخترانى قرار دادند و مدّعى شدند كه در آنها جزئى از خدا وجود دارد . «
وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً
- و براى او از ميان بندگانش جزئى قايل شدند . » پس خدا را دو بخش كردند ، يك بخش از ذات او ، و بخشى ديگر از بندگانش . مگر نه آن كه فرزند امتداد پدر خويش است ، چون بخشى از پدر به فرزند منتقل مىشود وى پاره‌اى از او به شمار مىرود همين گونه قايلان به حلول ادّعا كردند كه بخشى از خدا به برخى از بندگان او منتقل مىشود و آنها نيمه خدا مىگردند ، و قداستى در ميان ديگر بندگان او مىيابند ، و بطور نسبى به صاحب عرش مىپيوندد ( هم چنان كه نصرانيان ادّعا كردند او - كه ذات سبحانش فراتر از