هر چيزى است كه توصيفش كنند - فرد سوم از معبودان سهگانه است ، و هم چنان كه شادخواران و متنعّمان مدّعى شدند كه ذاتا با ديگر بندگان خدا تفاوت دارند ) .
آيا ندانستهاند كه هر كسى كه خدا او را آفريده بندهء خداست و نسبت او با خدا همانا نسبت آفريده به آفريدگار است ، و همهء آنها ( از لحاظ ذات ) در پيشگاه او برابرند ، و اين از بيخردى است كه بخشى از بندگان او را براى او قرار دهند و بخشى را ندهند در صورتى كه همه براى او و از آن اويند ، ولى در سطح بندگى و در مرتبهء آفريدگى .
«
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ
- آدمى به آشكارا ناسپاس است . » / 448 براستى كه انسان منكر است و انكار خود را آشكار مىسازد :
نخست : براى آن كه آيات پروردگارش را منكر مىشود ، و نعمتهاى او را بر خود انكار مىكند ، و اين انگيخته از بزرگ خويشتنى او پيش خود است و با آگاهى و پافشارى صورت مىگيرد ، زيرا انسان نمىخواهد به فرمان او تسليم شود و از اولياء او فرمانبردارى كند .
دوم : براى آن كه انسان ميان كسى كه تمام اين نعمتهاى فراوان را به دو ارزانى داشته و بندگان ناتوان او برابرى مىنهد ، پس مىگويد كه برخى از بندگان شريكان خدايند ، و بدون به شمار آوردن خدا نعمتها را به آنها نسبت مىدهد و از جانب آنها مىشمارد .
موضوع نعمت ناسپاسى بدين شدّت به محور اين سوره - كه همان رابطهء انسان با نعمتهاى خداست - مىپيوندد و اين پيوندى است استوار ، زيرا مهمترين پايههاى رابطهء درست سپاسگزارى به خداست ، و گذر از حالت ناسپاسى طبيعى انسان به حالت سپاسگزارى برانگيخته از ايمان است .
[ 16 ] و همچنين پنداشتند كه خدا دختران را براى خود و پسران را براى آنها برگزيده است .
«
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ
- آيا او از ميان آفريدگانش براى خود دختران را بر گرفته و پسران را خاصّ شما كرده است ؟ »