اى پروردگار من ! مرا فرود آور در جايگاهى مبارك ، كه تو بهترين راهبرانى » ، و گفتهء اوست : «
رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً
« 11 » اى پروردگار من ! مرا به راستى و نيكويى داخل كن و به راستى و نيكويى بيرون بر ، و مرا از جانب خود پيروزى و يارى عطا كن » . « 12 » و از ابى الحسن ( ع ) است : « . . . چون به ( سفر ) بيابان برون شدى آنچه را خداى عزّ و جلّ گفت ، بگو : «
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
« 13 » منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد ، و گرنه ما را توان آن نبود » به اذن خدا ، و هيچ بندهاى نيست كه هنگام سوارى اين را بگويد و از شتر يا چارپا بيفتد و صدمهاى بيند » . « 14 » از معاوية بن عمّار از ابى عبد اللَّه ( ع ) مروى است كه گفت : « چون بر مركب خود قرار گرفتى و وسيلهء حملت برايت هموار شد ، بگو : سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد ، و به وجود محمد ( ص ) بر ما منّت نهاد ، «
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
« 15 » منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد ، و گرنه ما را توان آن نبود . و ما به سوى پروردگار بازمىگرديم » ، و سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است . بار الها ! تويى كه ما را قدرت سوارى بر پشت ( چارپايان ) دادهاى و در كار از تو يارى مىجوييم ، بار الها ما را به جايى برسان كه به خير انجامد ، رسيدنى كه مستوجب آمرزش و خشنودى تو باشد ، بار الها هيچ « طير » ( تفأل بد به پرندهاى ) / 442 جز طير تو نيست - طير ، شوم شمردن و فال بد زدن است - و هيچ خيرى جز خير تو نيست ، و هيچ نگهبانى غير تو
هامش
( 11 ) - الاسراء / 80 .
( 12 ) - البرهان ، ج 4 ، ص 136 .
( 13 ) - همين سورهء زخرف / 13 .
( 14 ) - همان مأخذ ، ص 593 .
( 15 ) - همين سورهء زخرف ، 13 و 14 .