كه در آفريدهها نهاده ، توانايى او را نموده است ، و به نيست شدنى كه آفريدگان را از آن ناچار ساخته ، دليل آرد كه خود پاينده است » . « 8 » «
وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
- و گرنه ما را توان آن نبود . » يعنى ما همسنگ اين كار نبوديم ، و توان تسخير و رام كردن آن را نداشتيم ، و در سطحى نبوديم كه آن را ضبط كنيم و زمامش را به دست آوريم ، و اصل كلمهء « مقرن » از مقارنه است به معنى مشابهت و همسانى در نيرو .
[ 14 ] «
وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
- و ما به سوى پروردگارمان بازمىگرديم . » / 441 پس اين نعمتى كه به ما داده هميشگى نيست ، و ما دربارهء آن در روز قيامت مورد پرسش قرار مىگيريم ، زيرا براستى خدا آن را براى هدفى مقدّس و و الا به ما بخشيده است كه همان عمل كردن به روش او به مقتضاى فرمانهاى اوست .
در اين آيه نكتهاى ادبى وجود دارد كه همان گونه كه مسافر به خانه و خانوادهء خود برمىگردد انسان نيز به نزد پروردگارش باز مىگردد .
و دربارهء اين موضوع دستهاى از احاديث آمده است . از ابى بصير مروى است كه گفت : به ابى عبد اللَّه ( ع ) گفتم : آيا سپاسگزارى حدّى دارد كه چون بنده آن را انجام دهد عنوان سپاسگزار و شاكر بر او اطلاق مىشود ؟ گفت : « آرى » ، گفتم : آن ( حد ) كدام است ؟ گفت : خدا را بر تمام نعمتهايى كه از خاندان و دارايى به دو نعمت داده شكر مىگزارد ، و اگر به نعمتى از نوع دارايى كه به دو داده حقى تعلّق گيرد آن حق را مىپردازد ، و از جملهء نعمتهايى كه بخشيده اين گفتهء اوست ، عزّ و جلّ : «
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
« 9 » منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد ، و گرنه ما را توان آن نبود » ، و از آن جمله است گفتهء ذات متعال او ، «
رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ
« 10 »
هامش
( 8 ) - نهج البلاغة ، خطبهء 185 ، ترجمهء دكتر شهيدى ، ص 197 .
( 9 ) - همين سورهء زخرف / 13 .
( 10 ) - المؤمنون / 29 .