/ 438 چرا خدا چيزها را جفت آفريد ؟ چنان كه به نظر ما مىرسد ، براى دو امر :
نخست : براى آن كه توانايى مطلق او تجلّى كند . مگر نه آن كه نيك آفرينى و استوارى آفرينش در چارچوب تنوّع دليل توانايى است ؟ پس مىبينى در همان حال كه يك جفت از يكديگر تفاوتى بسيار گسترده دارند هر دو تابع و مقهور قانونهايى يكساناند كه آن دو را به سوى يك هدف پيش مىبرد ، آيا اين دليل قدرتمندى پروردگار نيست ؟
دوم : خدا در هر جفتى نياز آن دو را به يكديگر به وديعه نهاده ، و از اين رو آن دو به يكديگر نياز دارند ، و اين بارزترين دليل بر نياز شديد آنها به خداست كه آفريدگار و تدبير كنندهء كارهاى آنهاست .
«
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ
- و برايتان از كشتيها و چارپايان مركبها ساخت كه سوار شويد . » پس كسى كه براى درياها كشتى را آفريد كه ما بر پشت آن مىنشينيم تا به دورترين نقاط زمين با كالاهاى بازرگانى سنگين خود برسيم ، همان كسى است كه براى بيابانها چارپايان را آفريد و آنها را رام و مسخّر ما كرد ، نه تنها براى آن كه ما را به هدفها و مقصدهاى مادّى خود برسانند ، بلكه هم چنان براى نزديكى جستن ما به خدا كه بلندترين غايتهاى بشر و والاترين آرمانهاى اوست .
براى چه ؟
[ 13 ] «
لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ
- كه بر پشت آنها سوار شويد . » براى اين كه از آن بهره بردارى كنيم ، و بر پشت آنها قرار گيريم . از كلمهء « استواء درست قرار گرفتن » در مىيابيم كه اولا : همانا خدا كشتى و چارپايان را مسخّر انسان ساخت تا انسان بى هراس از نافرمانى و سرپيچى آنها بر ضدّ خود قرار گيرد ، و دوم : بر ما واجب است كه بر آنها به حالت استقرار و استوارى بنشينيم ، و بر آنها تسلّط داشته باشيم و نگذاريم سركشى كنند يا بياشوبند .
هم چنان كه از اين آيه ضرورت تسخير طبيعت و مهمل نگذاشتن آن را درمىيابيم . در حديث آمده است : « امير المؤمنين ( ع ) مىگفت : كسى كه آب و