جرير و ابن المنذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و ابن مردويه و ابو نعيم در الحليه و بيهقى در الشعب آن را نقل كردهاند . « 43 » امام رازى از خود مىپرسد چگونه رواست كه پيامبر براى تبليغ رسالت از امّت خود مزد بخواهد ، آيا به روش ديگر پيامبران كه برادرش بودهاند نمىرفته است ؟ و خود پاسخ مىدهد :
پاسخ اين پرسش دوگونه است : ( نخست ) : اين از باب اين مقوله است كه شاعر گويد :
و لا عيب فيهم غير أنّ سيوفهم * بها من قراع الدّار عين فلول « 44 »
معنى آيه آن است كه من جز اين از شما نمىخواهم ، و « اين » در حقيقت مزد نيست زيرا حصول / 339 دوستى ميان مسلمانان امرى است واجب ، خداى تعالى گويد : «
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 45 » مردان و زنان مؤمن همه دوستدار يكديگرند » . و پيامبر ( ص ) گفت : « مؤمنان چون بنيانى هستند كه يكديگر را محكم مىگيرند » .
و آيات و اخبار در اين باره بسيار است ، و هنگامى كه حصول دوستى ميان عامّهء مسلمانان واجب باشد پس حصول آن در حق شريفترين و بزرگترين مسلمانان واجبتر است ، و گفته خداى تعالى : «
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 46 » بگو : بر اين مزدى از شما نمىخواهم جز دوست داشتن خويشاوندان » . تقديرش آن است كه دوست داشتن خويشاوندان مزدى نيست ، و حاصل معنى اين است كه البتّه اين مزدى نيست . ( و وجه دوم ) در پاسخ : اين است كه اين استثناء منقطع است ، و هنگامى كه گفت :
هامش
( 43 ) - تفسير فتح القدير ، ج 4 ، ص 537 .
( 44 ) - هيچ عيبى در آن ( دلاوران ) نيست جز اين كه تيغهايشان از فرط ضربه زدن شكافته و سوراخ شده است .
( 45 ) - التوبة / 71 .
( 46 ) - الشورى / 23 .