مگر وقتى كه از پيروى مطلق از دنيا و خواهشهاى دنيوى دست بكشد ، و اگر علّت رشد سرمايهدارى را در هر كشورى ، كه منجر به چيرگى توانگران بر امّتها شده است ، از خود بپرسيم ، مىبينيم كه همانا مالدوستى است كه مردم را بندگانى و ثروتمندان را خدايانى دروغين كرده است .
از سوى ديگر همين امر زمينهء حكمرانى طاغوتى را فراهم مىآورد ، كه دستهاى از مردم از طريق تسلّط بر منابع ملّتها و محلهاى درآمد اقتصادى آنها بر عامهء مردم چيره مىشوند ، اين امرى است كه به فساد سياسى مىانجامد و به نظر ما طمع و ترس و نادانى از نمودارترين اين عوامل است . شايد عامل طمع ناشى از دنيا دوستى در سرلوحهء اين صورت قرار داشته باشد ، و در اين مورد فرقى ميان نظام سرمايهدارى و سوسياليستى نيست ، و در حالى كه سرمايهدارانى چون راكفلر به وسيلهء شركتهاى خود كه منابع اقتصادى امريكا را به طور غير مستقيم احتكار كردهاند ، كارها را اداره مىكنند . مىبينيم كه حزب نيز در هر كشور كمونيست سياست را از راه تسلّط بر منابع اقتصادى اداره مىكند و مىگرداند ، و در نتيجه آقاى حقيقى در اينجا و آنجا يكى است و همان مال و دارايى است ، با وجود اختلاف روش دستيابى بر آن . در نظام سرمايهدارى سرمايهداران ( كه در واقع صاحبان حقيقى سلطهاند ) مال را به نام مالكيت فردى احتكار مىكنند و به انحصار خود درمىآورند ، در حالى كه مىبينيم در نظام كمونيسم صاحبان سلطه ( كه در واقع همان سرمايهداران جديدند ) ثروت را به نام مالكيت اجتماعى مىاندوزند ، و اينجا و آنجا همان مال و دارايى است .
حتى سبب تسليم شدن و سرسپردگى يك ملّت نيز همان مالدوستى آن ملّت است ، خواه اين مال به دست دولت باشد يا به دست سرمايهداران .
/ 325 براى چاره كردن بيشتر زد و خوردهاى بشرى ناگزير بايد نقطهء ضعف اصلى آنان را كه همان ثروت پرستى است درمان كرد تا ابزار دست سلطهء فاسد و سبب جنگهايى نشود كه تا كنون چندين برابر ديگر اسباب مرگ چون قحطيها و بيماريها ، و سوانح طبيعى باعث نابودى بشر شده است . اگر بخواهيم بيشتر به اين انديشه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 316
مساهمون: احمد آرام
ص٣١٦