تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
كسى كه در زندگى مردم بينديشد و تأمّل كند بسيارى را مىيابد كه آرزوى آينده‌اى معين داشته‌اند ولى به جايى غير از هدف خود رسيده‌اند ، پس كسى كه برنامه‌ريزى كرده است كه مهندسى شود عالمى دينى يا بازرگانى مىشود زيرا خدا روزى او را جز در اين يا آن حرفه قرار نداده است ، پس در اين صورت چرا مردم با يكديگر اختلاف مىورزند و آتش زد و خوردها را بر سر لقمه‌اى نان كه خدا مقدّر كرده است برپا مىكنند ؟ ! «
يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ
- هر كه را بخواهد روزى مىدهد . » تا وقتى كه روزى از جانب خدا تضمين و تأمين شده است ارتكاب گناهان بزرگ و ساختن مذهبهاى / 322 باطل و شرك به خدا از طريق تأييد سلطه‌هاى ستمگر براى چيست ؟ انگيزه‌هاى شرك آورى بسيار است ، ولى از بارزترين آنها جستن روزى است ، و حديث زيرين منقول پشت اندر پشت از امامان داستان زندگى يكى از كسانى را براى ما باز مىگويد كه در طلب روزى حرام براى پروردگار خود شريك ساختند و بد عاقبت شدند ، و در اين حديث عبرتى است مؤثّر . امام صادق ( ع ) گفت : « در روزگار پيشين مردى بود كه از راه حلال دنيا را طلبيد امّا بدان دست نيافت ، پس از راه حرام به جستجوى آن برآمد و بدان دست نيافت ، آن گاه شيطان نزد او آمد و به دو گفت : اى فلان ! دنيا را از راه حلال خواستى و نيافتى ، و از راه حرام جستى و به دست نياوردى ، آيا نمىخواهى تو را به كارى رهنمايى كنم كه مال دنياى خود را بدان افزون كنى و آيندگانت نيز بدان بسيار توانگر شوند ؟ گفت : چرا ، گفت : دينى بساز ، و مردم را بدان دعوت كن . وى چنان كرد ، و مردم دعوتش را پذيرفتند ، و از او فرمان بردند ، و از مال دنيا بهره يافت . آن گاه به انديشه افتاد و گفت : چه كردم ؟ دينى ساختم و مردم را دعوت كردم ! چاره‌اى براى توبه
هامش
- مصر ، ج 4 ، ص 350 ديده مىشود : « عرفت اللَّه سبحانه بفسخ العزائم و حلّ العقود و نقض الهمم » - م .