«
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى
- براى شما آئينى مقرّر كرد از همان گونه كه به نوح توصيه كرده بود و از آنچه بر تو وحى كردهايم و به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه كردهايم . » در احاديث مأثور ( منقول پشت در پشت ) پارهاى جزئيات دربارهء شريعت گذارى خدا كه بر پيامبران نازل شده ، و دربارهء دينى كه ما را به برپا داشتن آن فرمان داده آمده است ، و ما حديثى مأثور از سيد عبد العظيم حسنى بر مىگزينيم كه گويد :
/ 299 « بر سرور خود على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب - عليهم السّلام - وارد شدم . چون چشم آن حضرت بر من افتاد به من گفت : مرحبا بر تو اى ابو القاسم كه تو براستى دوستدار مايى ، گويد : به امام گفتم : اى پسر پيامبر خدا ، مىخواهم دينم را به حضورت عرضه كنم ، اگر مورد خشنودى بود بر همان پايدار بمانم تا به ديدار خداى عزّ و جلّ برسم . پس گفت : اى ابو القاسم آن را عرضه كن ، گفتم : من مىگويم : براستى خداى تبارك و تعالى يگانه است و همانند او چيزى نيست ، بيرون از دو حدّ است ، حدّ ابطال و حدّ تشبيه ، و براستى نه جسم است و نه صورت و نه عرض و نه جوهر ، بلكه او خود تجسّم دهندهء اجسام ، و صورتگر صورتها ، و آفريننده عرضها ( پديدهها ) و جوهرها ، و پروردگار هر چيز و مالك آن ، قرار دهنده و پديد آورندهء آن است ، و اين كه بيقين محمد بنده و فرستاده او پايان بخش پيامبران است و هيچ پيامبرى پس از او تا روز قيامت نباشد ، و مىگويم : امام و خليفه و ولىّ امر پس از او امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) است ، سپس حسن ، سپس حسين ، سپس على بن حسين ، سپس محمد بن على ، سپس جعفر بن محمد ، سپس موسى بن جعفر ، سپس على بن موسى ، سپس محمد بن على ، سپس تويى اى سرور من . آن گاه آن حضرت عليه السّلام گفت : و پس از من پسرم حسن ، تا مردم با فرزند پس از او چه سازند ! .
( راوى ) گويد : گفتم : و آن چگونه باشد اى سرور من ؟ گفت : زيرا شخص او را