كه « ندّ » تشابه و همانندى در جوهر را مىرساند ، و طيف « شبه » همانندى در چگونگى و كيفيّت را القا مىكند ، و كلمهء « مساوى » همانندى در كميّت را متبادر به ذهن مىسازد ، و « شكل » همانندى در مساحت را به خاطر مىآورد . « 12 » پس وقتى گفتيم : « ليس كمثله نيست همانند او » يعنى احدى همانند صفات و اسماء او نيست ، پس « كاف » به معنى تشبيه است ، و « مثل » مجمل صفات و اسماء خداست ، و خدا داناست .
«
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
- و اوست كه شنوا و بيناست . » پس كسى نپندارد كه ما دام كه پروردگار ما شبيه و همانندى ندارد ، از ما دور است و نه مىشنود و نه مىبيند ، هرگز . . . در واقع والايى او منافاتى با نزديكى او ندارد و او بدان درجه نزديك است كه آنچه را مىگوييم مىشنود و آنچه مىكنيم مىبيند ، پس اوست ذات و الا درجاتى كه از رگ گردن به ما نزديكتر است .
[ 12 ] اوست كه هر چه و به هر كس بخواهد روزى مىدهد ، و به ملتى انرژيها و كانيها را مىدهد ، و به ديگرى دانش و مديريّت را ، پس مردم از آن رو با يكديگر تفاوت دارند كه بشريت با يكديگر به تعاون و هميارى پردازد ، هم چنان كه پروردگار درهاى متعدّد روزى را بر بشريّت مىگشايد و آن گاه كه چيزى به پايان رسد چيزى ديگر به افراد بشر مىدهد كه جاى آن را بگيرد ، بدين سان افقهاى گسترده و پهناور به قدرت خدا در برابر بشريت گشوده مىشود كه انرژيهاى جانشين نفت را كه بيم به پايان رسيدن آن مىرود پيدا كند . و نمىدانيم ، شايد دانشمندان به تبديل آب به نيروى محرّك هدايت شوند ، هم چنان كه پيش از اين به قدرت خداى تعالى به جدا كردن آن ( به دو عنصر اصلى اكسيژن و هيدروژن ) راه يافتند ! «
لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
« كليدهاى آسمان و زمين از آن اوست ، در روزى هر كه را بخواهد گشايش مىدهد يا تنگ مىگيرد . »
هامش
( 12 ) - تفسير نمونه ، ج 20 ، ص 372 ، نقل از مفردات راغب .