خزانهء علم اوست ، و از امامان هدايت - عليهم السّلام - و پيروان ايشان ، فقيهان ، عالمان الهى و امينان بر حلال و حرام و شايست و ناشايست او .
سپس قرآن از زبان پيامبر و هر مؤمنين كه به آيات او سرسپرده است گويد :
«
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
- اين خداى يكتا پروردگار من است . بر او توكّل كردم و به او روى مىآورم . » اين تأكيد براى پيوستن او به ولايت و دوستدارى خداست در برابر رفتار آنان كه اوليائى غير از خدا گرفتند ، در اين صورت پس او بر عكس آنها به فرمان و حكم خدا سرسپرده و آن را اجابت مىكند . اكنون از خود مىپرسيم : چرا قرآن در اينجا ضرورت توكّل بر پروردگار را تأكيد مىكند ؟
و پاسخ : براى آن كه بسيارى از مردم مىپندارند هنگامى كه در اختلافى به اجابت حكم خدا و اولياء او نسبت به ديگران تنازلى مىكنند و از پارهاى چيزها در مىگذرند ، خود را عرضهء خطرهايى مىسازند ، زيرا در آن صورت طرف ديگر از موقعيّت فردى صاحب حق دست به اقدام مىزند و از پايان يافتن اختلاف به سود خود براى ضربه زدن به آنها استفاده مىكند . در واقع چنين احساسى از وسوسههاى شيطان است كه مىخواهد از خلال آن اختلافات اجتماعى را پيچيدهتر و بزرگتر كند و امتى يگانه را از هم بپراكند ، و چه بسا ستمديدهاى كه به سبب همين احساس كه جنبههاى درونى منفى را در انسان برمىانگيزد از ستمگر خود ستمكارتر شده است ! / 295 انسان براى پايدارى و مقاومت در برابر اين فشار به نيروى روانى بزرگى نيازمند است كه با مطابقت دادن خود با حق از آينده نهراسد ، و مؤمن اين نيرو را از توكّل بر خدا و بازگشت به دو كسب مىكند و به كمك مىگيرد .
وانگهى ، بيگمان سرسپردگى به ولايت و دوستدارى خدا مقتضى رويارويى با حكومتهاى ستمگر است ، و اين رويارويى به نوبه خود نياز به پايدارى از طريق توكّل بر خدا دارد .
[ 11 ] قرآن اختلاف را از زاويهاى ديگر بررسى مىكند ، آنجا كه به ما