انتخاب اين كلمه در اينجا با سياق آيه كه از ولايت ، و بر حسب تعبير ما از رهبرى با ما سخن مىگويد و آنچه به دنبال آن مىآيد از گسترش برخوردها خواه به داد يا بيداد ، مناسبت دارد .
[ 9 ] آرى ، كافران و مشركان اوليائى غير از خدا گرفتند ، و نفهميدند كه براستى تنها او ولىّ و دوستدار حقيقى انسان و صاحب توانايى مطلق است .
«
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ
- آيا جز خدا را به دوستى گرفتند ؟ دوست حقيقى خداست ، » زيرا سرنوشت ما بدوست ، و اوست كه بر ما چيره است .
«
وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
- و اوست كه مردگان را زنده مىكند ، و اوست كه بر هر كارى تواناست . » امّا اولياء و ياوران برساخته و پندارى بر هيچ كارى توانايى ندارند مگر بدان اندازه كه خدا براى آنها بخواهد ، پس محدودند ، و خردمند را شايستهتر آن كه به صاحب توانايى مطلق بپيوندد كه تحقق تمام آرزوهايش نزد اوست ، و به مدد او به هدفهاى خود مىرسد .
[ 10 ] پروردگار ما معنى پيوستن حقيقى به ولايت و دوستدارى خدا را بيان مىكند ، كه تنها به صرف ادّعا و آرزوى در دل و حتى فرمانبردارى از خدا در امور عادى كه انسان را / 294 به جهد و كوشش و مصلحت و تنازل و صرف نظر كردنى دشوار نمىافكند نيست بلكه تسليم و سر سپردن كامل بدين ولايت در همه شئون ، و طبيعة به هنگام نبرد است ، آنجا كه يك تن به انديشه و موضع خود متشبّث مىگردد و خودخواهيها و قوم گراييهاى او برانگيخته مىشود .
«
وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ
- و در هر چيز اختلاف مىكنيد . » اين چيز هر چه مىخواهد باشد و در هر جانب از جوانب زندگى قرار داشته باشد .
«
فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ
- حكمش با خداست . » از كتاب خدا دربارهء آن وحى و فرمان گرفته مىشود و از كسانى كه دلشان