تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
سنگخواره - با سينهء خود در زمين مىكند ، و آن مشركان « يظنّون به تصوّر درمىآورند » يعنى به يقين مىدانند كه نمىتوانند حتى بدان مقدار هم از مسئوليتهاى خود بگريزند ، و شايد « ظنّ » به معنى تصوّر باشد ، كه در اينجا به معنى تجسّد و شكل گرفتن حقيقت در برابر ديدگان آنها آمده است . [ 49 ] در ژرفناهاى روان و نفس بشر نشانه‌هايى است درخشان كه او را به پروردگار خود رهنمون مىشود ، و اگر انسان در وجود خود به تدبير بنگرد كه چگونه حالتهايى گوناگون از آزمندى بى حد و اندازه و نوميدى وصف ناشدنى بر او عارض مىشود ، بيگمان نيازمندى خود را به آفريدگار درمىيابد و مىداند كه خود سخت غرقه در ناتوانى و نيازمندى و بيچارگى است . براستى كه وقتى بشر بر سر رداى كبريايى به پروردگار خود به منازعه مىپردازد از فيض نور خدا محروم و پوشيده مىماند ، زيرا اندازه و مقدار نفس خود را نمىداند و از دامنهء ناتوانى و ضعف و شدت نيازمندى و احتياج آن آگاه نيست . امّا هنگامى كه حالتهاى گوناگون خود را به تصوّر درآورد ، خويشتن را مىشناسد ، و از آنجا پروردگارش را مىشناسد . پروردگار ما نشانهء خود را در وجود و نفسهاى ما به ما نشان مىدهد و مىگويد : «
لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ
- آدمى هر چه طلب خير كند خسته و ملول نمىشود . » آدمى به خير ، از توانگرى و تندرستى و داشتن فرزند سخت احساس نيازى ژرف مىكند ، خواه از پروردگارش بخواهد يا از آن شريكان ( پندارى ) بطلبد ، به هر حال محتاج است ، و محتاج نيازمند و خوار و ناتوان است ، وانگهى او خود نه خدايست و نه نيمه خدا . او فقط و فقط بنده‌اى است تهيدست . پس به درگاه پروردگار بىنياز توبه مىكند و به سرشت خود در مىيابد كه براستى اوست كه وى را توانگرى مىبخشد ، و نزديك شدن به او آرزوى حقيقى وى است ، و براستى وى راه را گم كرده ، و آزمندى وى نسبت به دنيا حسّ افزون طلبيش را سير نمىسازد و تشنگيش را