به راه نزديك شدن به خدا هدايت نيافتهاند ، «
فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ
- آنها كه در نزد پروردگار تو هستند . » از فرشتگان و نزديكان ، و شايد آفريدگانى جز اين دو كه ما آنها را نمىشناسيم ، آنان كه از مقام نزديكى به خدا بهرهمند شده و تا آنجا رفتهاند كه نزد او هستند ، و احتمال دارد شامل مقرّبان و نزديكانى باشد كه در دنيا زندگى مىكنند ، زيرا آنان با روانها و دلهاى خود نزد پروردگارشان هستند كه پروردگار ما را مكانى محدود و مشخّص نيست و نزديكى به او نزديكى معنوى است .
«
يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ
- شب و روز تسبيح او مىگويند ، » نشانههاى خدا مشاعر و احساسات آنها را جريحهدار نمىكند ، بلكه آنها را به ياد عظمت پروردگارشان مىافكند . آيا نه اين كه شب سپرى مىشود ، و خداوند جاودانه است و سپرى نمىشود ؟ و مگر نه آن كه روز از ميان مىرود ، در حالى كه خداوند زندهء پايدار است ؟ پس آنها به جوانب منفى در آفريدگان مىنگرند و آفرينندهء آنها را از آن جوانب منزّه مىدارند ، هم چنان كه به جوانب مثبت نيز مىنگرند و عشق و شوقشان را نسبت به پروردگارشان مىافزايند ، و اين روش در نگريستن به شب و روز شناختى بيشتر در رفت و آمد شب و روز نسبت به خدا بديشان الهام مىكند ، از اين رو از تسبيح او خسته و ملول نمىشوند ، زيرا اين نگرش ايمانى به ايشان در هر ساعت تاب و توان و نشاط مىبخشد .
«
وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ
- و ايشان ملول و خسته نمىشوند . » مؤمنان را مىبينى كه روز خود را با اين دعا پذيرا مىشوند كه بينش آنان را / 238 كه ظواهر آفرينش را از خلال آن مىبينند منعكس مىسازد و نمايش مىدهد و مىگويند :
« بار الها ، اى آن كه زبان صبح را به سخن گفتن از روشنايى بيرون آوردى ، و بخشهاى شب تيره را به بيان تيرگيهاى آن گماردى ، و ساختن فلك گردان را به اندازهء برجهاى خود به نيكوتر صورتى پرداختى ، و درخشندگى خورشيد