كه چگونهء ذرّههاى خاك تشنهء / 240 باراناند ، چنان كه گويى زمين به درگاه پروردگارش مناجات مىكند و درخواست مىكند كه زندهاش سازد ؟
«
وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً
- و از نشانههاى ( قدرت ) او اين كه زمين را خشك و سر به زير مىبينى . » نه بزرگ نما و قدرت نما ، و حق آن است كه نسبت به پروردگار خود سرسپرده و سر به زير باشد كه بدون اين سرسپردگى خود ممكن نيست از بركتهاى پروردگار خويش سود برد ، و همچنين است دل سرسپرده كه پرتو پروردگار بزرگش بر آن مىتابد و آن را با شناخت و ايمان زنده مىكند .
«
فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ
- چون آب بر آن فرو فرستيم به جنبش آيد . » همچنين است دلهاى پاكيزه كه براى نشانههاى پروردگار خود به لرزش درمىآيد .
«
وَ رَبَتْ
- و گياه مىروياند . » كشت و برگ و ميوه بر زمين نمو مىيابد و رويهء زمين از سطح نخستين خود بالاتر مىآيد ، و همچنين است هر كس كه نسبت به خدا فروتنى كند فراتر مىرود و هر كه ( به دو ) سرسپارد رشد مىكند و هر كه خود را بيالايد مىبالد ( و به درجات و الا مىرسد ) .
«
إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى
- همانا ، آن كس كه آن را زنده مىكند ، زنده كنندهء مردگان است . » و اين چنين قرآن بدين سادگى پيچيدهترين معما را كه بشر را به حيرت افكنده حلّ مىكند . مگر نه آن كه خردها در ساحل زندگى باز ايستاده است و ( مردم ) از يكديگر مىپرسند : زندگى چيست ؟ چگونه پديد آمده ؟ و وقتى مىرود چگونه باز مىگردد ؟
آرى ، براستى اگر تو بگذارى ديدگاههايت از مانع ظاهر بگذرد و به حقيقت سنّتها و قانونها راه يابد ، بيگمان در معماهاى آفرينش به ژرف كاوى