گويد كه امام پرهيزگاران گفت :
« حق براى من دوستى باقى نگذاشت » .
اكنون خانوادهاش دست از او كشيدهاند و به او مىگويند : چيزى را كه تاب و توانش را نداريم به ما تحميل مكن ! / 222 و اينك اجتماع فاسد يا بى مسئوليّت به رويارويى و مخالفت با او مىپردازد ، يا دست كم در ساعت رويارويى او را تنها مىگذارد ، تا آنجا كه چيزى نمىماند كه جهان با تمام فراخنايش بر او تنگ آيد .
اينجاست كه فرشتگان خدا بر او فرود مىآيند تا دوستدارى و پشتيبانى خود را نسبت به دو اعلان كنند .
و كسى كه با فرشتگانى زندگى مىكند كه بر شئون كاينات و عالم هستى گماشته شدهاند ، غريب و تنها نمىماند . او با تمام آفرينش در جهتى درست گام برمىدارد . براستى ، اين دشمنان حقّاند كه غريب و تنهايند ، زيرا بر ضدّ قوانين و سنّتهاى خدا در آفرينش او و در جهتى مخالف جهت حركت كاينات به سر مىبرند .
«
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
- ما در دنيا دوستدار شماييم . » ابراهيم ( ع ) به تنهايى در قلّهء توحيد زيست ، آيا غريب بود ؟ و چگونه غريب بود ، در حالى كه جبراييل و ميكاييل و اسرافيل مرتبا بر او نازل مىشدند ؟
هنگامى كه وى را در منجنيق نهادند تا در آتش افكنند ديگر فرشتگان گماشته بر شئون طبيعت به سوى او شتافتند ، و پشتيبانى خود را نسبت به دو بر او عرضه كردند ، وى نپذيرفت و كار خود را به خدا وانهاد ، پس خداوند آتش را بر او سرد و بى گزند ساخت .
«
وَ فِي الْآخِرَةِ
- و در آخرت ( نيز دوستدار شماييم ) . » و هنگامى كه نفس مضمحل مىشود و خفقان مرگ بر آدميزاد فرود مىآيد ، و دوستانش در پيرامون او مىايستند و از هر كمكى نسبت به دو ناتوانند ، در اينجا فرشتگان آرامش دهنده بر مؤمنى كه پايدارى ورزيده فرود مىآيند و به دو مژدهء بهشت مىدهند . اللَّه اكبر ، چه شيرين بشارتى و چه بزرگ نعمتى !