برخاست تا آمد و نزد پيامبر خدا ( ص ) نشست . حديث آنچه را عتبه به حضرتش گفت و مال و ملك و ديگر چيزهايى را كه به او پيشنهاد كرد يادآور شده است ، تا آن كه عتبه سخن خود را تمام كرد . آن گاه پيامبر خدا ( ص ) به دو گفت : اى ابا وليد آيا سخنت را تمام كردى ؟ گفت : آرى ، گفت : اكنون از من بشنو . گفت : بگو :
پس پيامبر خدا ( ص ) گفت : «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . حم . تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . . .
- به نام خداى بخشايندهء مهربان . حا ، ميم . كتابى است كه از جانب آن بخشايندهء مهربان نازل شده است . كتابى است كه آيههايش به وضوح بيان شده ، قرآنى است به زبان عربى براى مردمى كه مىدانند . . . » هنگامى كه عتبه اين كلمات را مىشنيد گوش بدانها فرار داده بود ، و هر دو دست خود را پشت سر نهاده و بدانها تكيه كرده بود و از پيامبر سخن مىنيوشيد ، تا پيامبر خدا ( ص ) به جايگاه سجده در اين سوره رسيد و سجده گزارد . آن گاه گفت : اى ابا وليد آيا شنيدى ؟ گفت : شنيدم ، گفت :
اينك تو و آنچه شنيدى ! پس عتبه برخاست و نزد ياران خود آمد . آنان به يكديگر گفتند : سوگند به اللَّه كه ابو الوليد به گونهاى جز بدانسان كه مىرفت بازگشته است . چون با ايشان نشست به دو گفتند : اى ابا وليد ! چه دارى و بر تو چه گذشت ؟ گفت : به اللَّه سوگند گفتارى شنيدم كه هرگز چنان نشنيدهام ، به خدا ، نه شعر است ، نه سحر است و نه كهانت و پيشگويى ، به خدا بايد همان گفتارى باشد كه خبرش را شنيدهام . « 16 » [ 19 ] امّا عذاب آخرت بزرگتر و دردناكتر ، و سختتر و پايندهتر است ، و عذابى كه كافران در دنيا ديدهاند ، مطلقا به قدر ذرّهاى با عذاب آخرت قابل قياس نيست ، زيرا عذاب آخرت دو عنصر شدّت و پايندگى را همراه دارد ، «
وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَ أَبْقى
« 17 » هر آينه عذاب آخرت سختتر و پايدارتر است » .
هامش
( 16 ) - الدرّ المنثور از سيوطى ، ج 5 ، ص 364 .
( 17 ) - طه / 127 .