آوردند ولى كارهايى كردند كه جنبهء كفر آميز داشت ، از پى كردن ناقه و مخالفت با فرمانهاى رسول در آن مورد ، پس اعمالى كه مىكردند خطا بود .
و از اين رو است كه خداى سبحان مىگويد : «
فَهَدَيْناهُمْ
- آنها را هدايت كرديم » يعنى از نظر فكرى و نظرى هدايت شدند «
فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى
- اما كورى را بيشتر دوست داشتند » يعنى از لحاظ عمل و رفتار منحرف شدند ، و اين امر به كورى تعبير شده ، همچون كسى كه خداوند به دو بينايى داده اما او از آن بهرهاى نمىجويد و در گودال مىافتد .
از اينجا مىفهميم كه عذاب خدا پشت كسى را كه با سنتهاى او در آفرينش كه احكام شريعت آنها را روشن ساخته مخالفت كند ، مىشكند ، خواه به آنها ايمان آورد و سپس مخالفت كند يا مستقيما بدانها كفر ورزد . پس كسى كه سر خود را به صخرهاى بكوبد سرش مىشكافد ، خواه بدين حقيقت ايمان آورده يا نسبت بدان كافر باشد .
در اين نكته هشدار و پرهيز دادنى است براى امّت محمد ( ص ) كه مخالفت آنها خواه نظرى يا عملى نسبت به رسالت او مصيبتها براى آنان به بار مىآورد .
[ 18 ] در ميان آن منحرفان - كافران در عمل - مجموعهاى از مؤمنان راستين نيز وجود داشتند كه پروردگار آنان را نجات داد ، و سبب نجاتشان همان تقواى آنان و پرهيزشان از جرم و فحشايى بود كه ديگران مرتكب مىشدند .
«
وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ
- و ما كسانى را كه ايمان آورده بودند و پرهيزگار بودند نجات داديم . » راويان در تفسير اين آيه داستانى سود بخش را ياد مىكنند ، چنان كه ابن اسحاق و ابن / 198 المنذر و بيهقى در الدلائلى و ابن عساكر آوردهاند و گويند : عتبة بن ربيعة كه بردبارترين مردم قريش بود روزى در حالى كه در باشگاه قريش نشسته ، و پيامبر خدا ( ص ) تنها در مسجد نشسته بود گفت : اى گروه قريش نمىخواهيد برخيزم و نزد اين ( شخص ) بروم و با او سخن گويم و پيشنهادى به دو بكنم ، شايد بخشى از آن را بپذيرد و دست از ما بدارد ؟ گفتند : چرا ، اى ابا وليد . آن گاه عتبة