كسى كه در بيمارستانها و طبيعة آنجا كه حالات دشوار وجود دارد گردشى كرده يا ميدانهاى جنگ را ديده و مناظر هراس آور را مشاهده كرده ، سپس مناطقى را ديده باشد كه بر اثر انفجار آتشفشانى به زير گرفته شدهاند / 199 و مواد مذابّ شوم آن بر روستاهاى پيرامون آن جارى شده و آنها را ذوب كرده يا سيلهاى بنيان كنى كه درختان را در مسير خود بركنده و روستاها را ويران كرده . . گويم چنين كسى - پارهاى - از معنى عذاب دنيا و رنجبارى و زشتى مناظر آن را درك كرده است .
ولى تمام اين انواع عذاب و تمام اين مصيبتها و رنجها در مقام مقايسه با عذاب آخرت و هراسناكى و دوام آنچه در آنجا مىگذرد ، چيزى سبك و اندك محسوب مىشود .
بلى ، عذاب دنيا ما را به وجود عذاب آخرت و گوشهاى از حقيقت آن رهنمايى مىكند .
گرماى سوزان و دردهاى ناشى از آن كه عارض بر پيكر مىشود و آن را به صورت پارچهاى پوسيده درمىآورد ! جز تفى از آتش دوزخ نيست .
اين آتشى كه آهن را آب مىكند ، گونهاى است از آتش دوزخ كه هفتاد مرتبه كاهش يافته .
شايد حتّى گرمايى كه انفجار بمب هولناك اتمى به وجود مىآورد كه در مدتى كمتر از يك ثانيه صخرهها را به دود تبديل مىكند جز شرارى از آتش دوزخ نباشد ، آتشى كه از هر چه در دنيا تصوّر كنيم گرمتر و سوزانتر است . . . و حتى گرماى موجود در مركز خورشيد كه در منتهاى شدّت است با آتش دوزخ قابل مقايسه نيست . آيا در نصوص نمىخوانيم كه خورشيد در دوزخ مىافتد و از گرماى آن بانگ و فرياد برمىآورد ؟ ! آيا استخوانهاى نرم ، و بدنهاى آسوده و پوستهاى نازك و اعصاب حسّاس تحمّل چنان عذاب هراسناكى را دارد كه ساكنانش به شعلهاى افروخته تبديل مىشوند ؟ ! آرى ، آن عذاب با كافران چنين مىكند ، پس آنها در آن نه مىميرند و نه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: احمد آرام
ص١٩٣