است كه تصوّرش براى ما امكان ندارد . دوم : قاطعيّت سنّتهاى خدا و اين كه چگونه كافران را به بدترين نوع نابودى از ميان برد . آرى ، آسمان و زمين به دلخواه و پيش از آن كه به اكراه وادار شوند به پروردگار خود سرسپردند ، آيا ما نبايد پيش از آن كه تندبادى غرّان و تيره و تار ما را از ميان ببرد به دلخواه خود به پروردگارمان سر بسپاريم ؟ ! [ 17 ] «
وَ أَمَّا ثَمُودُ
- امّا قوم ثمود . » خداوند پيامبران را براى آنها فرستاد و ره توشهء آيات روشنگر را به آنها داد و با هدايت بر آنها منّت نهاد .
«
فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
- هدايتشان كرديم . و آنها كورى را از هدايت بيشتر دوست مىداشتند . » خدا صالح را نزدشان فرستاد و آنان به دو ايمان آوردند ، اما پس از آن از راه هدايت منحرف شدند . آرى ، راه روشن در برابر آنها بود ، و حقيقت همچون خورشيد نيمروز در آسمان مىتافت ، ولى آنان ديدگان خود را فرو بستند ، و گفتند : ما نمىبينيم . پس سرنوشت كفر پس از ايمانشان چه بود ؟
«
فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ
- پس صاعقهء عذاب خوار كنندهء آنها را فرا گرفت . » صاعقهء عذاب سرشار از خوارى و اهانت بر آنان فرود آمد - چنان كه بر قوم عاد نيز فرود آمده بود - و سبب آن روشن است :
«
بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
- به خاطر اعمالى كه مىكردند . » / 197 نه به سبب كاستى در آمرزش خدا ، زيرا آمرزش خدا از گناهان آنها بسى بزرگتر است ، و نه به سبب تنگنايى در رحمت او ، زيرا رحمت او همه چيز را فرا گرفته ، بلكه براى آن كه با بديهايى كه مرتكب مىشدند خود را از پروردگار رئوف مهربان دور كردند .
از اين آيه در مىيابيم كه كفر قوم ثمود با كفر قوم عاد تفاوت داشته ، قوم عاد مستقيما نسبت به همه چيز كفر ورزيدند ، امّا قوم ثمود به رسول و رسالت ايمان