« إِنَّ الْوُصُولَ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا يُدْرَكُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّيْل » « 1 »
رسيدن به خداوند عزّوجل ، سفرى است كه به جز با شب زندهدارى درك نمىشود .
برترين عمل در شب زندهدارى كه اوج ارتباط عاطفى بنده با خداوند را نيز در بر دارد ، نماز شب است :
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ، فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ « 2 »
پهلوهايشان از بسترهاى خواب تهى مىشود ، پروردگارشان را در حال بيم و طمع مىخوانند ، و از آنچه روزى آنها كردهايم انفاق مىكنند ، پس هيچ كس نمىداند چه چيزهايى از مايههاى روشنىبخش ديدگان ، به پاداش كارهايى كه مىكردهاند براى آنها پنهان داشته شده است .
اين رابطهء عاطفى ، اهل معرفت را مدهوش مىكند . در پارهاى از اوقات ، حالت خشيت براى آنان پديد مىآورد و در برخى ديگر از مواقع ، حالت رحمت ؛ و در هر دو صورت ، آنان را در دل شب مدهوش مىكند . وقتى چنين شد ، به جز معاشقه و مكالمه با خداوند منّان ، هيچ توجّهى به هيچجا و هيچكسى ندارند ؛ يعنى همان رابطهء عاطفى ، يعنى همان كه قرآن كريم مىفرمايد :
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً ؛ گاهى ظهور حقيقت در دل اين افراد با
خشيت است و گاهى با طمع ، اميدوارى و رحمت . و در هر دو صورت ، نماز شب آنان را مدهوش مىكند . به تعبير ديگر ، اين بندگان در برنامهء شببيدارى خود ، هر
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 380
( 2 ) . سجده / 17 - 16