اخلاقى و ذخيرهء معرفتى بر گيرند ، و گرنه بايد از غفلت خود و عدم استفاده از ارزشهاى معنوى و معرفتى توبه كنند .
مهمتر از همه ، نعمت « دل و قلب » است . انسان دلى دارد كه عرش خداى رحمان است :
« قَلْب الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ » « 1 »
بهراستى چه كسى قدر دل خود را مىداند ؟ و از آن مراقبت مىكند كه به غير صاحب اصلى آن يعنى خداى تعالى ، هيچ موجود ديگرى را در دل راه ندهد ؟
« لَمْ يَسَعْنِى سَمَائِى وَ لَا أَرْضِى وَ وَسِعَنِى قَلْبُ عَبْدِى الْمُؤْمِن » « 2 »
در حديث قدسى نقل شده كه خداى سبحان مىفرمايد : من در جهان نمىگنجم . يعنى تمام عالم وجود و تمام كرات آسمانى و كهكشانها و منظومهها و سيّارههاى آسمانى نمىتواند عرش خداوند متعال باشد و با آن همه وسعت و عظمت ، ظرفيت پذيرش ذات بارىتعالى را ندارد . ولى قلب مؤمن و دل انسان ، جايگاه خداوند تبارك و تعالى است .
آيا كسى كه قدر اين عنايت حقتعالى را ندارد و شكرگزار اين نعمت عظيم نيست ، نبايد توبه كند ؟ آرى ، قطعاً بايد توبه كند و از خداوند بخواهد كه توفيق قدرشناسى و قدردانى نعمت قلب و دل به او عنايت فرمايد .
بنا بر اين هر كسى از هر نعمتى برخوردار است ، بايد قدرى فكر كند و تصوّر كند كه اگر آن نعمت به او عطا نمىشد ، چه مىشد ؟ انسان عاقل ، بايد فكر كند اگر ديوانه بود ، چه مىكرد ؟ كسى كه اعضاى بدن او سالم است ، بايد بينديشد كه اگر دست و پا نداشت و يا فلج بود ، چگونه زندگى را مىگذراند ؟ يا اگر نابينا بود ،
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 55 ، ص 39
( 2 ) . همان