و از هر چيزى كه از او خواستيد به شما عطا كرد ، و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد شمار و حساب نتوانيد كرد حقّا كه انسان سخت ستمگر و ناسپاس است .
اگر همه نعمتها را ناديده بگيريم و فقط به نفس كشيدن خود و نعمتهاى آن بسنده كنيم ، درمىيابيم كه به قول سعدى : « هر نفسى كه فرو مىرود ، ممدّ حيات است و چون برمى آيد ، مفرّح ذات ، پس در هر نفسى دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى شكرى واجب . »
از دست و زبان كه برآيد كز عهدهء شكرش به درآيد
استاد بزرگوار ما ، آيت الله العظمى بروجردى ( رحمةالله ) مىفرمودند : چهار نعمت در يك نفس است كه سعدى در اين شعر ، دو نعمت از آن چهار نعمت را ذكر كرده است .
آدمى از عهده شكر نعمتهاى تنفس خويش بر نمىآيد ، چه رسد بخواهد شكر نعمتهايى نظير عقل ، يا نعمتهاى ظاهرى نظير چشم و دست و يا زبان را كه خداوند منّان به وى عطا فرموده است ، به جا آورد .
مهمتر از اين نعمتها ، نعمت هدايت بشريت و خصوصاً براى شيعيان نعمت هدايت به دين اسلام و مذهب حقّهء شيعه است كه قدرشناسى و قدردانى از آن و به جا آوردن شكر آن بسيار مشكل است .
قرآن و عترت ، دو نعمت بزرگ و دو ميراث گرانبهاى نبىّ گرامى ( ص ) ، براى رستگارى بشريّت مىباشند . شكر اين دو نعمت بزرگ ، عمل به دستور پيامبر گرامى ( ص ) و تمسّك به قرآن و عترت است ، چنانچه مىفرمايند :
« إِنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثِّقْلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِى أَهْلَ بَيْتِى وَ إِنَّهُمَا لَمْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهما لَنْ تَضِلُّوا » « 1 »
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 450