تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير و سلوك (منزله دوم: توبه) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
قدرى است كه حتّى راضىكردن شخصى كه آدمى از او غيبت كرده ، به او تهمت زده يا به‌گونه‌اى شخصيت او را تخريب كرده است نيز لازم نيست ؛ زيرا بازگو كردن اين‌كه نسبت به او مرتكب يكى از گناهان زبانى شده ، يا گناه زبانى ديگران را شنيده است ، خود سرآغاز فتنه و كدورت جديدى است . مثلًا اين‌كه برخى از مردم وقتى غيبت كسى را مىشنوند ، فوراً جهت طلب حليت ، غيبت انجام شده را به آن شخص گوشزد مىكنند ، موجب كينه و دلگيرى بين آن دو نفر مىشوند و اين كار خود نوعى سخن‌چينى است و گناه آن بزرگ مىباشد . وقتى در حضور انسان غيبت غائبين مىشود ، يا اتّهامى به‌آنان نسبت داده مىشود ، وظيفهء هر مسلمانى در مرحلهء اوّل اين است كه از شخص غائب دفاع كند و از وى رفع اتّهام نمايد و در حدّ توان ، از تخريب و تحقير شخصيت او جلوگيرى نمايد . و پس از آن بايد در خصوص آن چه شنيده است و احياناً قدرت دفاع نداشته ، استغفار نمايد . آن‌كه خود عامل و ناقل غيبت و تهمت و ساير گناهان زبانى بوده است نيز بايد با عذرخواهى از محضر پروردگار ، تصميم جدّى به ترك گناه بگيرد و بسيار به‌جاست كه اگر مىتواند ، جبران خسارت و ضربه‌اى كه به آبرو و شخصيت آن شخص وارد نموده است را بنمايد و در صورت امكان ، امتيازها و فضائل او را در ميان مردم متذكّر شود و سعى كند لطمه‌اى كه به حيثيت او وارد نموده را جبران نمايد . همچنين دعا و استغفار براى كسى كه از او غيبت شده يا مورد اتّهام واقع گرديده ، لازم است . پيامبر اكرم ( ص ) در پاسخ به سؤالى ، در خصوص كفّارهء غيبت فرمودند :