معناى ضلالت در اينگونه آيات ، اين است كه دست عنايت خداوند متعال از روى سر بنده برداشته شود . و واى به حال بندهاى كه عنايت و هدايت الهى همراه او نباشد :
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُون « 1 »
هر كه را خداوند گمراه كند ، براى او هيچ رهبرى نيست ، و آنان را در طغيانشان سرگردان وا مىگذارد .
بنابراين معناى اين آيه و آيات مشابه اين نيست كه خداوند كسى را گمراه مىكند ، معلوم است كه خدا كسى را گمراه نمىكند ، بلكه قرآن شريف مىفرمايد : اگر انسان كارى كند كه دست عنايت خداى متعال از روى سرش برداشته شود ، گمراه مىشود و ديگر كسى نيست كه او را هدايت نمايد .
اين موضوع با ذكر دو مثال قدرى روشنتر مىشود . اگر كسى در بالاى كوهى يك سنگ را نگه داشته باشد ، تا وقتى اين سنگ را نگه داشته ، پرت نمىشود . ولى
اگر رهايش كند ، بدون اينكه نياز به كمترين حركتى باشد ، همين مقدار كه دست از سنگ بردارد پرتاب مىشود و از بالاى كوه به پايين مىافتد و ذرّه ذرّه مىشود .
معناى گمراهى خداوند همين است . همين مقدار كه پروردگار عالم لطف ، عنايت و هدايت خود را از كسى برداشت ، به اعماق درهء شقاوت پرتاب مىشود و اين تازه ابتداى گمراهى و بيچارگى او است .
مثال ديگر اينكه نيروگاه توليد برق براى همهء وسايل برقى ، برقِ لازم را توليد مىكند و مىفرستد . حال اگر يك لامپ روشن نشود ، بايد علّت را در عدم شايستگى آن لامپ جستجو كرد و نمىتوان گفت نيروگاه كوتاهى كرده است .
اگر در روايت اخير ، منظور از به كارگيرى واژهء « ولايت » ، محبّت و دوستى
هامش
( 1 ) . اعراف / 186