مرحوم شيخ كلينى ( رحمةالله ) در كتاب شريف كافى ، روايتى ذكر كرده كه مراد از ولى در روايت فوق را شيعيان مىداند . « 1 »
حتّى از منظر تعاليم دين مبين اسلام ، اهانت به گناهكاران و مجرمين و حتّى محكومين به اعدام نيز جايز نيست و اساساً شكنجه و تحقير در اسلام ممنوع است . و اين به خاطر عزّت و احترامى است كه پروردگار عالم براى انسان قائل شده است .
بر اساس قاعدهء مهم امر به معروف و نهى از منكر كه فعلًا در جامعه مطرود است ، همهء اهل ايمان وظيفه دارند در مواجهه با اشخاص گناهكار و مجرم و محكوم ، با تلطّف و مهربانى برخورد كرده و آنان را بهصورت مستدل موعظه نمايند
و در جهت هدايت آنان تلاش كنند . مگر اينكه آن موعظه اثر نبخشد و چارهاى جز تنبيه مجرم نباشد كه در آن صورت نيز صرفاً حكومت اسلامى و قاضى شرع حق دارد او را به نحو مقتضى ، يعنى بر اساس موازين شرعى و قواعد و اصول فقهى ، تنبيه نمايد و ساير مردم چنين حق و چنين وظيفهاى ندارند . مأمورين مربوطه نيز در اين موارد بايد صرفاً و تنها به اجراى حكم قاضىِ داراى صلاحيت شرعى بسنده كنند و حقّ هيچگونه اهانت و تحقير و ناسزاگويى ندارند .
توبه از حقّ النّاس آبرويى
ركن اساسى توبه از حقّالنّاس آبرويى ، احساس و ابراز پشيمانى نسبت به گناهان و تصميم جدّى براى اصلاح در آينده است . كسى كه حقّالنّاس آبرويى بر عهده دارد ، اگر پشيمان شده و خود را اصلاح كند ، پروردگار عالم او را مىآمرزد .
كاربرد و اثر ندامت قلبى و اظهار شرمندگى در برابر خداوند رحمان و رحيم به
هامش
( 1 ) . همان ، ص 353