باشد ، براى بيچارگى و بدبختى آدمى همين بس است كه خداوند دوستى خود را با بندهء خويش قطع نمايد .
در اينجا توضيح اين نكتهء اخلاقى لازم است كه : اساساً بازگو كردن عيوب مردم ، گناه بزرگى است و بسيار نكوهش شده است . حال اگر كسى كه عيب و نقص او بيان مىشود ، آن عيب را واقعاً داشته باشد ، آن بازگويى ، غيبت است كه قرآن كريم آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبيه كرده است . « 1 » ولى اگر آن عيب را نداشته باشد ، يا شايعهاى كه در خصوص او ساخته مىشود ، اساساً دروغ باشد ، اين گناه تهمت است و كيفر و زشتى آن ، مضاعف مىباشد . بنا بر تصريح قرآنكريم ، كسىكه دروغپردازى مىكند ، ايمان ندارد :
إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ
الْكاذِبُونَ « 2 »
تنها كسانى دروغپردازى مىكنند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنان خود دروغگويانند .
خداوند متعال همهء بندگان خويش را دوست دارد و براى آنان احترام قائل شده است ، به همين دليل آزار و اذيت بندگان يا بىاحترامى و تحقير آنان را دوست ندارد و از آن نمىگذرد ؛ چنان چه در حديث قدسى مىفرمايد :
« مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ » « 3 »
هر كه به يك دوست من اهانت كند ، آشكارا به جنگ با من آمده است .
هامش
( 1 ) . الحجرات / 12
( 2 ) . نحل / 105
( 3 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 351